گنجور

درخت ممنوع درخت علم بود

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » قصاید
 

آدم چو دید مکرمت و سجده و بهشت

گفتا در آسمان و زمین کیست مثل ما؟

آمد ندا که سر به سوی عرش کن ببین

آمد چو دید در نظرش نور مصطفا

با نور اهل بیت ز اشباح منعکس

اشباح کرده بود به صلبش ز عرش جا

انوار بس غریب ز صلبش نمود عکس

تا منتهای عرش درخشان و با ضیا

از عکس آن فتاده مثال و شبح به عرش

تا چارده شبح همه جان‏بخش و دلگشا

از علمشان بدید درختی کشیده سر

چو سدره منتهی شده تا اوج منتها

چون نیک بنگریست همان آن درخت بود

یا عکس آن درخت کزان نهی شد ورا

یا نور آن درخت که بودش شمار جمع

بود آن درخت علم در او جمله میوه‏ها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify