گنجور

درباره خلقت حضرت آدم‏

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » قصاید
 

چون نوبت وجود به ابدان ما رسید

این کار ز آفرینش آدم شد ابتدا

پروردگار سوی ملائک خطاب کرد:

خواهم یکی خلیفه کنم در زمین به پا

گفتند ای علیم حکیم بزرگوار

تسبیح می‏کنیم تو را صبح و شام ما

در خلق آدم است چه حکمت که در زمین

کارش به جز فساد نه و ریزش دما

گفتا که اعتراض، شما را نمی‏رسد

جز ما خبر ندارد ز اسرار کار ما

مشتی ز خاک سوی من آرید از زمین

تا ز آب و گل کنم جسد آدمی به پا

رفتند سوی خاک و ربودند از آن کفی

با گیرودار و محنت و با چند ماجرا

کردش به دست خویش چهل صبحدم خمیر

تا قابل حیات شد و مسکن قوا

قالب چو شد تمام و در او نفخ روح شد

زد عطسه‏ای و گفت: لک الحمد ربنا!



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.