ای که دردت با دوا آمیخته
در غمت بس خرمی انگیخته
با تو تا پیوند محکم کردهام
رشتهٔ جان از جهان بگسیخته
مهر تو بگرفته سر تا پای من
عشق تو با جان و دل آمیخته
بر درخت عشق در باغ دلم
میوههای گونه گون آویخته
دیدهٔ گریانم از دریای عشق
در کنار درّ و گوهر ریخته
کهنه غربال فلک بر سر مرا
نو بنو غم بر سر غم ریخته
هم ز دردت کن دوا این درد فیض
ای ز دردت صد دوا انگیخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درونی شاعر میپردازد. شاعر از دردی سخن میگوید که با محبت و عشق آمیخته شده است و این عشق به او شادی و خرمی میبخشد. او پیوند عمیق و محکم خود با معشوق را ماننده رشتهای میداند که جانش را به جهان متصل کرده است. عشق به معشوق تمام وجود او را فراگرفته و درخت عشق در دلش میوههای مختلفی را بار میآورد. همچنین، او از غم و اندوهی که به خاطر فاصله یا جدایی از عشقش دارد، سخن میگوید و آن را به دریای گرانبها تشبیه میکند. در نهایت، او از درد عشق میگوید که همزمان میتواند دارو و درمانی برای دردهایش باشد.
هوش مصنوعی: ای کسی که درد تو با درمان ترکیب شده و غمت باعث شده است شادیها و خوشیها در دل تو افزایش یابد.
هوش مصنوعی: من رابطهای عمیق با تو برقرار کردهام که باعث شده جانم از تمام بندهای دنیایی جدا شود.
هوش مصنوعی: عشق تو تمام وجودم را در بر گرفته و به عمق جان و دلم نفوذ کرده است.
هوش مصنوعی: در باغ دل من، درخت عشق میوههای مختلف و زیبایی بالای خود دارد.
هوش مصنوعی: چشمانم که پر از اشک است، مانند دریای عشق، در کنار جواهرات و گوهرهایی که به زمین ریخته شده است.
هوش مصنوعی: آسمان همچون یک غربال فرسوده، بار سنگین غمها را بر سر من ریخته و غم جدیدی نیز به آن اضافه شده است.
هوش مصنوعی: فرشتهی فیض به من میگوید که از درد تو، دارویی برای این درد فراهم کرده است; درد تو باعث شده صد دوا در دل من شکل بگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پر بکنده، چنگ و چنگل ریخته
خاک گشته، باد خاکش بیخته
من نه ارزیزم ز کانِ انگیخته
من عزیزم از فلک بگریخته
چرخ در بالام گوهر تافته
طبع در پهنام عنبر بیخته
آسمان رنگم ولیک از روی شکل
[...]
ای زگرد ماه مشگ آویخته
وی بگرد لاله عنبر پیخته
هرکجا عکس جمالت برفتاد
صورت صد یوسفست انگیخته
ای بسا دلهای جان افشان که هست
[...]
شب شنیدستی ز روز آویخته
ماه دیدستی ز مشک انگیخته
لاله پیش روی نرگس صف زده
گرد مرجان گرد عنبر بیخته
این همه بر روی زیبا روی اوست
[...]
عشق با انسان و آن آمیخته
روح اندر خاک دان آویخته
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.