به کجا روم ز دستت به چه سان رهم ز شستت
همه جا رسیده شستت همه را گرفته دستت
بکشی به شست خویشم بکشی به دست خویشم
بکش و بکش که جانم به فدای دست و شستت
به من فقیر مسکین چو گذر کنی بیفکن
نظری چنانکه دانی به زکات چشم مستت
بنوازی ار گدائی به تفقد و عطائی
نکنی ازین زیانی نرسد از آن شکستت
نگهی به ناز میکن در فتنه باز میکن
به ره نظاره بس دل به امید فتنه هستت
کنیم خراب و گوئی زچه اینچین شدستی
ز نگاه نیم مستت ز دو چشم می پرستت
به سخن حیات بخشی به نگاه جان ستانی
بکن آنچه خواهدت دل چه ز نیکوئی گسستت
کند آرزو کسی کو سر همتش بلندست
که نهد سری به پایت که شود چو خاک پستت
به درت شکسته آیم تو نپرسیم که چونی
به رهت فتاده نالم تو نگوئیم چه استت
چه شود گر التفاتی بکنی به جانب فیض
سر لطف اگر نداری ره قهر را که بستت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلباختگی به محبوب است. شاعر از شدت احساساتش نسبت به محبوب سخن میگوید و ناامیدی و آرزوهایش را بیان میکند. او به محبت و توجه محبوب اشاره میکند و از او میخواهد که نگاهی به او بیندازد و او را مورد لطف قرار دهد. شاعر در عین حال از درد و رنجی که به خاطر دوری محبوب تحمل میکند، حرف میزند و به نوعی از ناتوانی خود در جدایی میگوید. در نهایت، او به عشق و جاذبهای که نگاه و حضور محبوبش دارد، تصریح میکند و ابراز امیدواری میکند که محبوب به او توجه کند.
هوش مصنوعی: نمیدانم به کجا بروم یا چگونه از چنگ تو فرار کنم، چون هر جا میروم، انگشتان تو به من رسیده و همه را در چنگ خود داری.
هوش مصنوعی: هر گونه که بخواهی میتوانی به من آسیب برسانی، با انگشت شست یا دستت. اما من آمادهام تا جانم را فدای تو کنم، پس بکش و بیمحابا این کار را ادامه بده.
هوش مصنوعی: هنگامی که از کنار من، که فقیر و بیچارهام، میگذری، نگاهی به من بینداز که اگر بخواهی، مثل زکات، نیکی و رحمت تو از چشمان زیبا و مستت به من برسد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی کسی را نوازش کنی، حتی اگر او فقیر و نیازمند باشد، و از محبت و بخشش خود به او غافل شوی، از این کار برای تو ضرری نخواهد داشت، ولی در عوض ممکن است او را ناامید و دلشکسته کنی.
هوش مصنوعی: به تماشای تو در حالی که ناز میکنی، دلها پر از امید و انتظار فتنه و شور و شوق است.
هوش مصنوعی: بیا خراب شویم و بگوییم چرا اینگونه شدی؟ نگاه نیمه مستت از دو چشمت مرا میپرستد.
هوش مصنوعی: با کلامت زندگی را به دیگران ببخش و با نگاهت روح را جلا بده. هر چه را که دل تو بخواهد انجام بده، حتی اگر زیباییها از تو دور شده باشد.
هوش مصنوعی: آرزو و هدفگذاری کسی که همت بلندی دارد، به گونهای است که میتواند به خواستههایش برسد. او به سادگی به کسی که پایینتر از خودش است، اجازه میدهد تا به او احترام بگذارد و از حاکمیتش لذت ببرد، حتی اگر خود را در مقام پایینتری ببیند.
هوش مصنوعی: به درگاه تو با دل شکسته میآیم و از حال و روز خود نمیپرسم. هرگاه در مسیر تو به زمین بیفتم و اندوهگین شوم، تو نپرس چه بر من گذشته است.
هوش مصنوعی: اگر به سمت بخشش و رحمت توجهی کنی، چه مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر سرشکستگی و قهر را نمیخواهی، پس چرا خودت را به آن راه میبری؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب و روز می بنالم ز جفای چشم مستت
چه کنم که در نگیرد به دل ستم پرستت
به خم کمند زلفت همه عالم اندر آمد
به چه سان رهم ز بندت، به کجا روم ز دستت
دل من به خاک جویی و نیابیش از این پس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.