گنجور

 
فیض کاشانی

گذر کن ای صبا در کوی جانان

ببر از من پیامی سوی جانان

دلم را تازه کن یعنی بیاور

نسیمی جانفزا از کوی جانان

سر شوریدهٔ دارم چو مجنون

دل آشفتهٔ چون موی جانان

پریشان خاطرم خواهم نسیمی

از آن زلفین عنبر بوی جانان

دلم گردید مالا مال عشقش

سرم پر شد زهای و هوی جانان

بهر سوئی بهر کوئی بهر دم

دوم از بهر جستجوی جانان

وزد بادی مگر بر من ز کویش

کشم آبی مگر از جوی جانان

نمردم از غم هجران وزین ننگ

بسی شرمنده‌ام از روی جانان

سخن کوته کن و دم در کش ای فیض

گرانی بر نتابد خوی جانان

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عطار

به چشم جان نگه کن روی جانان

که تا یابی حقیقت بوی جانان

مشاهدهٔ بیش از ۲۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
جهان ملک خاتون

صبا شاد آمدی از کوی جانان

چه داری راست گوی از بوی جانان

عبیر و عنبر ساراست گویی

نسیم طرّه گیسوی جانان

خوش آوردی که جانم تازه کردی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه