عشق آمد و عقل را بدر کرد
فرزند نگر چه با پدر کرد
بس عیب نهفته بود در عقل
عشق آمد و جمله را هنر کرد
آنها که غم تو کرد با من
کس را نتوان از آن خبر کرد
گفتم که کنم بصبر چاره
کارم را چاره خود بتر کرد
کی صبر کند علاج عاشق
باید سد و چارهٔ دگر کرد
هر کو بغم تو شد گرفتار
از کشور عافیت سفر کرد
جز نقش خیال تو نگنجد
غم را باید ز دل بدر کرد
پشت فلک از غم تو خم شد
یا ناله من در او اثر کرد
شرح غم عشق فیض میگفت
یاری چو نیافت مختصر کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ تأثیر عمیق عشق بر عقل و احساسات انسانی است. شاعر میگوید که عشق موجب شده عقل از کار بیفتد و عواطف به شدت تحت تأثیر قرار گیرند. عشق باعث بروز ضعفهایی شده که در گذشته پنهان بودند. همچنین، او به درد و غم ناشی از عشق اشاره میکند و بیان میکند که صبر در برابر این غم کارساز نیست و باید راهی دیگر برای مقابله با آن پیدا کرد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که تنها تصویر محبوبش در ذهنش باقیمانده و بقیه را باید از دل برود.
هوش مصنوعی: عشق باعث شد عقل انسان را ترک کند؛ به فرزند نگاه کن که با پدرش چه کردی!
هوش مصنوعی: بسیاری از عیوب و نواقص در عقل و فکر وجود داشت، اما عشق آنها را به زیبایی و هنر تبدیل کرد.
هوش مصنوعی: کسانی که برای تو نگران شدند، هیچکس را نمیتوان از حال و وضعیت آنها مطلع کرد.
هوش مصنوعی: به خودم گفتم که با صبر و حوصله مشکلهایم را حل کنم، اما متوجه شدم که تلاش بیشتر و بهتر نیاز دارم.
هوش مصنوعی: که چه کسی توان تحمل درد و رنج عشق را دارد؟ باید راهی برای درمان آن پیدا کرد و به دنبال راه حل دیگری بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به غم تو دچار شد، از سرزمین آرامش و راحتی دور شد و سفر را آغاز کرد.
هوش مصنوعی: تنها تصویری از تو در ذهنم وجود دارد و باید غم را از دل بیرون برانم.
هوش مصنوعی: آسمان از غم تو به زانو درآمد، یا صدای نالهام در آن تاثیر گذاشت.
هوش مصنوعی: دوست ای عشق را داستان غمناک را با شوق وصف میکرد، اما وقتی که نتوانست به خوبی بیان کند، به اختصار اکتفا کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زآنجا به دیار او گذر کرد
زو اهل قبیله را خبر کرد
عشق از سر کوی خود سفر کرد
بر مرتبهها همه گذر کرد
صحرای وجود گشت در حال
هر کتم عدم، که پی سپر کرد
میجست نشان صورت خود
[...]
سر ز آن سوی کاینات بر کرد
ملک ازل و ابد نظر کرد
در وی دم باد صبح اثر کرد
ناز از سر و کین ز دل به در کرد
خر گم شده ای بر او گذر کرد
وز گمشده خودش خبر کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.