دل گرفتار ماه سیما ئیست
جان هوادار سرو بالائیست
گه جنون گاه عقل و گه مستی
در دل تنگ ما تماشائیست
در غم عشق هر پری روئی
سرشوریده سر بصحرا ئیست
بر سرراه هر هلال ابروی
از هجوم نظاره غوغائیست
بر سرکوی هر بتی مه روی
هر طرف زآب چشم دریائیست
از لب لعل هر شکر دهنی
در دل هر کسی تمنائیست
نه همین فیض مست و شیدا شد
که بهر گوشه مست و شیدائیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای عشق و زیباییهای غمانگیز آن میپردازد. شاعر در دل خود، زندهدلی و شور و شوق ناشی از عشق را حس میکند. او ماه را به عشق خود تشبیه میکند و میگوید دل و جانش به عشق راستین وابسته است. لحظات جنون و عقل، مستی و شادی را در عشقش تجربه میکند و زیباییهای هر چهرهی دلربا را در طبیعت مییابد. غم و شادی ناشی از عشق جداییناپذیرند و نگاه به محبوب، هیجان و شور خاصی را ایجاد میکند. شاعر به اهمیت عشق و تأثیر آن بر زندگی هر فرد اشاره میکند و میگوید که زیبایی و جذابیت عشق در هر گوشهای موجود است.
هوش مصنوعی: دل گرفتار زیبایی ماهسانی است و جان به دنبال سرو ارتفاعداری است.
هوش مصنوعی: گاهی دلم پر از جنون است، گاهی پر از عقل و زمانی هم در حالت مستی هستم؛ این تغییرات در دل محدود من بسیار دیدنی و جالب است.
هوش مصنوعی: در غم عشق، هر زیبا رویی مانند دیوانهای در بیابان سرگردان است.
هوش مصنوعی: در مسیر هر هلال ابرو، تماشاگران بسیار و شلوغی برپا است.
هوش مصنوعی: در خیابان جایی که هر معشوقی با زیبایی خاصی حضور دارد، از هر سو اشکهایی وجود دارد که مانند دریا است.
هوش مصنوعی: از لبهای زیبا و دلنشین هر کسی چیزی شیرین و خوشایند وجود دارد و در دل همه انسانها آرزویی نهفته است.
هوش مصنوعی: این فیض و رحمت است که باعث شده تا انسانها به حالت مستی و شیدایی برسند و این حال تنها مختص جایی خاص نیست، بلکه در هر گوشهای میتواند وجود داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آدمی سر به سر همه عیب است
پرده عیبهاش برناییست
زیر این پرده چون برون آید
همه بیچارگی و رسواییست
ملک عالم به زیر تنهاییست
مرد تنها نشان زیباییست
هر چه داننده گوید از جاییست
پی نادان مرو، که خود راییست
شیوهٔ رند باده پیمائیست
هنر آفتاب رسوائیست
هر کجا سایه افکند خورشید
ذره ناچار مست و شیدائیست
نه به یارم مجال دسترس است
[...]
دل من در فراق شیداییست
خسته از درد ناشکیباییست
گر پریشان شدست معذورست
دایماً زان دو زلف سوداییست
عشق او را چگونه شرح دهم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.