خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
نکرد چارهٔ این درد دُرد ناب کجاست
شکیب و صبر مفرما نماند صبر و شکیب
مزن زتاب و توان دم توان و تاب کجاست
چو نام او شنوم دل در اضطراب آید
دلست مضطرب آن جان اضطراب کجاست
شباب عمر بود وصل یار و هجران شیب
زشیب هجر بجان آمدم شباب کجاست
دلم گرفت درین خاکدان تیره و تنک
کجاست روزنه این باب حجره را و کجاست
گرفت لشکر غم ملک دل بیا مطرب
نی و کمانچه چه شد عود کور باب کجاست
بیار فیض بخوان از کتاب خود غزلی
مگر دلم بگشاید بیا کتاب کجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دنبال شراب و رهایی از غم و درد است. او از ساقی میخواهد که شراب را بیاورد تا از حالت خمار و ناتوانی خارج شود. صبر و شکیبایی او به پایان رسیده و او در اضطراب و نگرانی به سر میبرد. او به جوانی و وصل معشوق اشاره میکند و از دوری و هجران گلهمند است. شاعر همچنین از دلتنگیاش در دنیا و جستجوی شادی و روشنی سخن میگوید. او از مطرب میخواهد تا موسیقی بنوازد و دلش را با غزلها تسکین دهد و در نهایت به دنبال کتابی است که دلش را بگشاید.
هوش مصنوعی: ساقی، من مست شدهام؛ میخواهم بدانم شراب کجاست. این درد عمیق را نمیتوان با چیزی غیر از شراب ناب درمان کرد، پس آن کجاست؟
هوش مصنوعی: صبر و شکیبایی خود را از دست نده، چون اگر نتوانی تحمل کنی، دیگر هیچ تابی نخواهی داشت. توان و قدرتی برای ادامه راه نمیمونی، پس باید تقویت خودت رو حفظ کنی.
هوش مصنوعی: هر بار که نام او را میشنوم، دلم به شدت بیقرار میشود. این دل بیقرار، نشان میدهد که آن جان آشفته کجاست؟
هوش مصنوعی: عمر جوانی به مانند پیوند با محبوب و جدایی است، و از شیب جدایی به زحمت به جان رسیدم. حالا جوانی کجاست؟
هوش مصنوعی: دل من در این دنیای تار و تنگ غمگین شد. کجاست راهی که مرا به روشنی و امید برساند و کجاست جایی که بتوانم از این حالت رها شوم؟
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و اندوه شده است، بیایید ای سازنده، با نی و کمانچه به ما روحیه دلخواهی ببخشید. عود نابینا کجا رفته است که این حال و روز را بهبود بخشد؟
هوش مصنوعی: بیا و از شعرهای زیبای خود برایم بخوان تا شاید دل من شاد شود. بگو کتابت کجاست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟
شکست در جگرم شیشه این گلاب کجاست؟
نه شب شناسد و نه روز ابر، حیرانم
که چشم روزن من محو آفتاب کجاست؟
عنان گسسته ز صحرا و دشت می گذرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.