گنجور

بخش ۳۰

 
ابوالقاسم فردوسی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر
 

وزان جایگه رفت خورشیدفش

بیامد دمان تا زمین حبش

ز مردم زمین بود چون پر زاغ

سیه گشته و چشمها چون چراغ

تناور یکی لشکری زورمند

برهنه تن و پوست و بالابلند

چو از دور دیدند گرد سپاه

خروشی برآمد ز ابر سیاه

سپاه انجمن شد هزاران هزار

وران تیره شد دیدهٔ شهریار

به سوی سکندر نهادند سر

بکشتند بسیار پرخاشخر

به جای سنان استخوان داشتند

همی بر تن مرد بگذاشتند

به لشکر بفرمود پس شهریار

که برداشتند آلت کارزار

برهنه به جنگ اندر آمد حبش

غمی گشت زان لشکر شیرفش

بکشتند زیشان فزون از شمار

بپیچید دیگر سر از کارزار

ز خون ریختن گشت روی زمین

سراسر به کردار دریای چین

چو از خون در و دشت آلوده شد

ز کشته به هر جای بر توده شد

چو بر توده خاشاکها برزدند

بفرمود تا آتش اندر زدند

چو شب گشت بشنید آواز گرگ

سکندر بپوشید خفتان و ترگ

یکی پیش رو بود مهتر ز پیل

به سر بر سرو داشت همرنگ نیل

ازین نامداران فراوان بکشت

بسی حمله بردند و ننمود پشت

بکشتند فرجام کارش به تیر

یکی آهنین کوه بد پیل گیر

وزان جایگه تیز لشکر براند

بسی نام دادار گیهان بخواند

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

شاهنامهٔ فردوسی - چاپ مسکو » تصویر 2159

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۲ نوشته:

یکی پیش رو بود مهتر ز پیل به سر بر سرو داشت همرنگ نیل
در مصرع دوم کلمه "سرو" صحیح نیست و صحیح آن "سرون" است. سرون یعنی شاخ.
---------------------------------------------------

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.