بخش ۹۲ - عهدنامه و وصیتنامهٔ کسری برای هرمزد
نبشتند عهدی بفرمان شاه
که هرمزد را داد تخت و کلاه
چوقرطاس رومی شد از باد خشک
نهادند مهری بروبر ز مشک
به موبد سپردند پیش ردان
بزرگان و بیدار دل بخردان
جهان را نمایش چو کردار نیست
نهانش جز از رنج وتیمار نیست
اگر تاج داری اگر گرم و رنج
همان بگذری زین سرای سپنج
بپیوستم این عهد نوشین روان
به پیروزی شهریار جوان
یکی نامهٔ شهریاران بخوان
نگر تاکه باشد چو نوشین روان
برای و بداد و ببزم و به جنگ
چو روزش سرآمد نبودش درنگ
توای پیر فرتوت بیتوبه مرد
خرد گیر وز بزم و شادی بگرد
جهان تازه شد چون قدح یافتی
روانرا ز توبه تو برتافتی
چه گفت آن سراینده سالخورد
چو اندرز نوشین روان یاد کرد
سخنهای هرمزد چون شد ببن
یکی نو پی افگند موبد سخن
هم آواز شد رایزن با دبیر
نبشتند پس نامهای بر حریر
دلارای عهدی ز نوشین روان
به هرمزد ناسالخورده جوان
سرنامه از دادگر کرد یاد
دگر گفت کین پند پور قباد
بدان ای پسر کین جهان بیوفاست
پر از رنج و تیمار و درد و بلاست
هرآنگه که باشی بدو شادتر
ز رنج زمانه دل آزادتر
همه شادمانی بمانی به جای
بباید شدن زین سپنجی سرای
چو اندیشه رفتن آمد فراز
برخشنده روز و شب دیریاز
بجستیم تاج کیی را سری
که بر هر سری باشد او افسری
خردمند شش بود ما را پسر
دل فروز و بخشنده و دادگر
تو را برگزیدم که مهتر بدی
خردمند و زیبای افسر بدی
بهشتاد بر بود پای قباد
که در پادشاهی مرا کرد یاد
کنون من رسیدم به هفتاد و چار
تو راکردم اندر جهان شهریار
جز آرام وخوبی نجستم برین
که باشد روان مرا آفرین
امیدم چنانست کز کردگار
نباشی جز از شاد و به روزگار
گر ایمن کنی مردمان را بداد
خود ایمن بخسبی و از داد شاد
به پاداش نیکی بیابی بهشت
بزرگ آنک او تخم نیکی بکشت
نگر تا نباشی به جز بردبار
که تندی نه خوب آید از شهریار
جهاندار وبیدار و فرهنگجوی
بماند همه ساله با آبروی
بگرد دروغ ایچ گونه مگرد
چوگردی شود بخت را روی زرد
دل ومغز را دور دار از شتاب
خرد را شتاب اندرآرد به خواب
به نیکی گرای و به نیکی بکوش
بهرنیک و بد پند دانا نیوش
نباید که گردد بگرد تو بد
کزان بد تو را بی گمان بد رسد
همه پاک پوش و همه پاک خور
همه پندها یادگیر از پدر
ز یزدان گشای و به یزدان گرای
چو خواهی که باشد تو را رهنمای
جهان را چو آباد داری بداد
بود تخت آباد و دهر از تو شاد
چو نیکی نمایند پاداش کن
ممان تا شود رنج نیکی کهن
خردمند را شاد و نزدیک دار
جهان بر بداندیش تاریک دار
بهرکار با مرد دانا سگال
به رنج تن از پادشاهی منال
چویابد خردمند نزد تو راه
بماند بتو تاج و تخت و کلاه
هرآنکس که باشد تو را زیردست
مفرمای در بینوایی نشست
بزرگان وآزادگان را بشهر
ز داد تو باید که یابند بهر
ز نیکی فرومایه را دور دار
به بیدادگر مرد مگذار کار
همه گوش ودل سوی درویش دار
همه کار او چون غم خویش دار
ور ایدونک دشمن شود دوستدار
تو در بوستان تخم نیکی بکار
چو از خویشتن نامور داد داد
جهان گشت ازو شاد و او از تو شاد
بر ارزانیان گنج بسته مدار
ببخشای بر مرد پرهیزکار
که گر پند ما را شوی کاربند
همیشه بماند کلاهت بلند
که نیکی دهش نیک خواه تو باد
همه نیکی اندر پناه تو باد
مبادت فراموش گفتار من
اگر دور مانی ز دیدار من
سرت سبز باد و دلت شادمان
تنت پاک و دور از بد بدگمان
همیشه خرد پاسبان تو باد
همه نیکی اندر گمان تو باد
چو من بگذرم زین جهان فراخ
برآورد باید یکی خوب کاخ
بجایی کزو دور باشد گذر
نپرد بدو کرکس تیزپر
دری دور برچرخ ایوان بلند
ببالا برآورده چون ده کمند
نبشته برو بارگاه مرا
بزرگی و گنج و سپاه مرا
فراوان ز هر گونه افگندنی
هم از رنگ و بوی و پراگندنی
بکافور تن را توانگر کنید
زمشک از بر ترگم افسر کنید
ز دیبای زربفت پرمایه پنج
بیارید ناکار دیده ز گنج
بپوشید برما به رسم کیان
بر آیین نیکان ما در میان
بسازید هم زین نشان تخت عاج
بر آویخته ازبر عاج تاج
همان هرچه زرین به پیش اندرست
اگر طاس و جامست اگر گوهرست
گلاب و می و زعفران جام بیست
ز مشک و ز کافور و عنبر دویست
نهاده ز دست چپ و دست راست
ز فرمان فزونی نباید نه کاست
ز خون کرد باید تهیگاه خشک
بدو اندر افگنده کافور و مشک
ازان پس برآرید درگاه را
نباید که بیند کسی شاه را
چو زین گونه بد کار آن بارگاه
نیابد بر ما کسی نیز راه
ز فرزند وز دودهٔ ارجمند
کسی کش ز مرگ من آید گزند
بیاساید از بزم و شادی دو ماه
که این باشد آیین پس از مرگ شاه
سزد گر هرآنکو بود پارسا
بگرید برین نامور پادشا
ز فرمان هرمزد برمگذرید
دم خویش بی رای او مشمرید
فراوان بران نامه هرکس گریست
پس از عهد یک سال دیگر بزیست
برفت و بماند این سخن یادگار
تو این یادگارش بزنهار دار
کنون زین سپس تاج هرمزد شاه
بیارایم و برنشانم بگاه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در زمان فرمانروایی شاه، پیمانی نوشته شد که بر اساس آن، هرمزد به مقام و جایگاه بالایی دست یافت و به او تخت و کلاهی داده شد.
هوش مصنوعی: در اثر وزش باد، کاغذ رومی خشک و شکننده شد و بر روی آن مهر معطر از مشکی گذاشتند.
هوش مصنوعی: آن را به عالمان و فرزانگان باهوش و بزرگوار سپردند که همیشه در فکر و اندیشه هستند.
هوش مصنوعی: جهان به مانند یک نمایش است و آنچه در آن وجود دارد، چیزی جز زحمت و درد نیست.
هوش مصنوعی: هرچند ممکن است بر تو مقام و ثروتی باشد، اما در نهایت باید از این دنیای پرفریب و پر از رنج و مشقت عبور کنی.
هوش مصنوعی: من به این عهد تازه و دلانگیز میپیوندم تا به پیروزی پادشاه جوان دست یابم.
هوش مصنوعی: بخوان نامههایی که از شاهان نوشته شده و توجه کن که آنها مانند نوشیندۀ روحبخش هستند.
هوش مصنوعی: برای او، در میدان میجنگم و با استقبال از زندگی به سر میبرم. وقتی روزش به پایان میرسد، لحظهای درنگ نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: ای پیر فرسوده، به خود بیا و خرد را با خود به همراه داشته باش، از میهمانی و شادی دوری کن.
هوش مصنوعی: جهان به تازگی و طراوت درآمد، چون تو در دل خود نوشیدنی جدیدی پیدا کردی و از توبهات رها شدی.
هوش مصنوعی: آن شاعر پیر چه گفت زمانی که نصیحتی شیرین و دلنشین را یادآوری کرد.
هوش مصنوعی: سخنانی که از هرمزد بر میآید، به مانند یک گفتگوی جدید و دلنشین است که موبدی آن را مطرح میکند.
هوش مصنوعی: مشاور و دبیر به همکاری هم پرداختند و سپس نامهای روی پارچه ابریشمی نوشتند.
هوش مصنوعی: نگاهی به جوانی خرم و شاداب میاندازیم که مانند نوشیدنی شیرین و لطیف است و در عین حال، نشانهای از زوال یا عدم رشد در او دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: در ابتدای داستان از خدای دادگر یاد شده و سپس گفته میشود که این نصیحت از سوی پادشاه قباد به فرزندش بیان شده است.
هوش مصنوعی: بدان که این دنیا بیوفا است و پر از رنج، درد و مشکلات است.
هوش مصنوعی: هر زمان که کنارت باشم، از رنجهای دنیا بیشتر شاد و از دل آزادتر خواهم بود.
هوش مصنوعی: همه خوشحالیها باید در این خانه پا برجا بماند، نه اینکه با گذشت زمان به فراموشی سپرده شود.
هوش مصنوعی: وقتی که فکر رفتن به سراغ ما میآید، روز و شب به سرعت میگذرد و گویی زمان زیادی گذشته است.
هوش مصنوعی: ما به دنبال تاجی هستیم که بر هر سری قرار گیرد و آن سر، سرِ فرمانروایی باشد.
هوش مصنوعی: پسر خردمند ما کسی است که دلش درخشان و بخشنده و عادل است.
هوش مصنوعی: من تو را انتخاب کردم چون برترین و زیباترین هستی، با اندیشهای نیکو و دارای کمال.
هوش مصنوعی: اینگونه بیان میکند که قباد به عنوان پادشاه در عرش و بهشت نشسته و به یاد من است. این نشان از ارزش و اهمیت من در نظر او دارد.
هوش مصنوعی: حال که به سن هفتاد و چهار رسیدم، تو را در این دنیا مانند پادشاهی بزرگ شناختم.
هوش مصنوعی: من جز آرامش و خوبی به چیزی نرسیدم که باعث افتخار روح من باشد.
هوش مصنوعی: امید من این است که از خدای مهربان، فقط شادی و خوشبختی در این دنیا نصیبم شود.
هوش مصنوعی: اگر مردمان را امان بدهی و به آنها کمک کنی، تو نیز در امنیت خواهی بود و با دل خوش زندگی میکنی.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر کارهای نیک خود، پاداش خوبی بگیری، به بهشت بزرگ دست پیدا خواهی کرد، زیرا او ابتدا بذر نیکی را در دل خود کاشته است.
هوش مصنوعی: مراقب باش که تنها فردی که باید در کنار تو باشد، فردی صبور و بردبار است؛ زیرا تندخویی و خشم از طرف پادشاه مناسب نیست.
هوش مصنوعی: حاکم روشنبین و فرهنگپرور باید همیشه با آبرو و اعتبار زندگی کند.
هوش مصنوعی: در راه دروغ و ترفند نروم، چرا که این کار باعث بدبختی و بدشانسی میشود.
هوش مصنوعی: دل و مغز را از عجله دور نگهدار، زیرا عقل و اندیشه در آرامش به خواب میروند.
هوش مصنوعی: به رفتار نیک روی آور و در تلاش برای انجام کارهای نیک باش، زیرا خوب و بد را از سخنان خردمندان بیاموز.
هوش مصنوعی: نباید اجازه دهی که کارهای ناپسند تو را احاطه کند، زیرا آن بدیها به خودت بازمیگردد و به تو آسیب خواهد زد.
هوش مصنوعی: همه افراد باید به خوبی لباس بپوشند و غذاهای پاک و حلال بخورند و از آموزههای پدران خود درس بگیرند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی راهنمایی برای زندگیات پیدا کنی، به خدای بزرگ روی آور و از او کمک بخواه.
هوش مصنوعی: اگر دنیای خود را آباد سازید، زندگی خوبی خواهید داشت و زمانه نیز به یاری و شادی شما خواهد آمد.
هوش مصنوعی: هرگاه کسی کار نیکویی انجام داد، پاداشی به او بده تا درد و رنج نیکیهای گذشته به فراموشی سپرده شود.
هوش مصنوعی: عاقل و دانا را شاد و نزدیک خود نگهدار و افرادی که بداندیش هستند را از خود دور کن.
هوش مصنوعی: برای هر کار به دانایان مراجعه کن و برای رسیدن به هدف، از سختی و زحمت نترس.
هوش مصنوعی: اگر شخصی دانا و خردمند بر تو دسترسی پیدا کند، مقام و مرتبهات در آنجا پایدار خواهد ماند.
هوش مصنوعی: هر کسی که بر تو تسلط دارد، او را در زمان تنگدستی و نیازمندیات مورد سرزنش و نازایی قرار نده.
هوش مصنوعی: بزرگان و آزادگان باید در شهر خود از تو داد و کمک بگیرند.
هوش مصنوعی: از آدمهای پست و بیارزش دوری کن و نگذار که به دست ظالمی کار کنند.
هوش مصنوعی: به همه گوش و دل خود توجه کن و به حال درویش اهمیت بده. تمام امور او را همانند غم خودت در نظر بگیر.
هوش مصنوعی: اگر دوستی در برابر تو تبدیل به دشمن شد، در این صورت در دلش بذر نیکی بکارد.
هوش مصنوعی: وقتی که تو دیگران را از خود آگاه کنی و به آنها نیکی کنی، دنیا از این کار خوشحال میشود و خودت نیز از این ارتباط خوشحال خواهی بود.
هوش مصنوعی: به افراد کمبرخوردار گنج و ثروت نده و بر مردان با تقوا و پرهیزگار رحم کن و به آنها کمک کن.
هوش مصنوعی: اگر به نصیحت ما گوش دهی و در کارهایت به آن عمل کنی، همیشه موقعیت و اعتبار بالایی خواهی داشت.
هوش مصنوعی: نیکی که به دیگران میکنی، براساس خیرخواهی و محبت توست و تمامی خوبیها تحت محافظت و حمایت تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر از دیدار من دور باشی، مبادا سخنان من را فراموش کنی.
هوش مصنوعی: سر سبز باد، یعنی امیدوارم زندگیات پر از نشاط و سرسبزی باشد. دلت شاد و خوشحال باشد و تنت سالم و دور از هرگونه بدی و بدگمانی.
هوش مصنوعی: همیشه خرد و دانایی مراقب تو باشد و هر خوبی را در ذهن تو به جا بگذارد.
هوش مصنوعی: زمانی که من از این دنیای وسیع عبور کنم، نیاز است که یکی از مکانهای خوب و دلنشین ایجاد شود.
هوش مصنوعی: به جای اینکه از جایی دور به او نزدیک شوم، بهتر است که به سمت کسی که به سرعت حرکت میکند، نروم.
هوش مصنوعی: دریا به دور ایوان عالی میچرخد و مانند دمی که با کمند بالا میآید، برفراز میرود.
هوش مصنوعی: به ایوان و کاخ من برو و بزرگی و ثروت و لشکر مرا به نمایش بگذار.
هوش مصنوعی: از انواع مختلفی از چیزها در حال پخش شدن و گسترش یافتن هستند، هم از نظر رنگ و بو و هم به شکل پخش و افشان.
هوش مصنوعی: با عطر گلابی وجود خود را غنی کنید و از خوشبوئی مشک، بر سر خود تاجی برپا کنید.
هوش مصنوعی: پنج تن از افرادی که ثروت و زندگی با ارزشی دارند را از پارچههای گرانبها و زیبا بیاورید، کسانی که در کارهای دنیا ناتوانند و به دنبال گنج و ثروت هستند.
هوش مصنوعی: به ما لباس بپوشانید، به یاد عادات شاهان و بر اساس سنت نیکان ما در بین مردم.
هوش مصنوعی: با استفاده از این نماد، تختی از عاج بسازید و تاجی که از زر ساخته شده بر آن بگذارید.
هوش مصنوعی: هر چیزی که جلو ماست و به نظر باارزش میآید، چه اگر ظرفش طاس باشد و چه اگر جام یا سنگ قیمتی، در نهایت به یک اندازه ارزشمند است.
هوش مصنوعی: در این بیت به توصیف نوشیدنی خوشعطر و لذیذی اشاره شده که از ترکیب مواد خوشبو مانند گلاب، زعفران و میخواری تهیه میشود. همچنین به غلظت و کیفیت بالای این ترکیب اشاره شده که به خوبی با موادی چون مشک، کافور و عنبر ترکیب شده است. به طور کلی، بیانگر لذت و شکوه این نوشیدنی است.
هوش مصنوعی: نمیتوان از فرمان و دستور چیزی کم یا زیاد کرد، چون باید به همان اندازهای که تعیین شده عمل کرد، نه کمتر و نه بیشتر.
هوش مصنوعی: برای اجتناب از کثیفی و آلودگی، باید زمین را با خون شسته و با کافور و مشک خوشبو کنیم.
هوش مصنوعی: از آن پس باید درِ قصر را ببندید تا کسی نتواند شاه را ببیند.
هوش مصنوعی: اگر چنین اعمال ناپسندی در آن مکان باشد، هیچ کس نمیتواند به آنجا راه پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر از فرزند یا خاندان بزرگ و محترم کسی به خاطر مرگ من ناراحت شود، این برای من اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: باید دو ماه از جشن و خوشی دوری کرد، زیرا این ویژگی مناسب پس از مرگ پادشاه است.
هوش مصنوعی: هر کس که پارسا و درستکار باشد، سزاوار است که بر این پادشاه بزرگ و مشهور بگرید.
هوش مصنوعی: به سبب فرمان خداوند، نفس خود را تحت کنترل قرار دهید و بدون مشورت او تصمیم نگیرید.
هوش مصنوعی: زیاد شنیدهام که هر کس پس از یک سال از پیمانی که بسته، غمگین شده و بر حال خود گریسته است.
هوش مصنوعی: او رفت و تنها یادگاری از خود بر جا گذاشت، این یادگار را با احتیاط و دقت نگهداری کن.
هوش مصنوعی: حال، از این پس تاج شاه هرمزد را تزیین میکنم و آن را در زمان مناسب بر سرش میگذارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.