بخش ۹۱ - آزمایش هرمزد با پرسشهای بزرجمهر
بفرمود کسری به کارآگهان
که جویند راز وی اندر نهان
نگه داشتندی به روز و به شب
اگر داستان را گشادی دو لب
ز کاری که کردی بدی با بهی
رسیدی بشاه جهان آگهی
به بوزرجمهر آن زمان شاه گفت
که رازی همیداشتم در نهفت
ز هفتاد چون سالیان درگذشت
سر و موی مشکین چو کافور گشت
چومن بگذرم زین سپنجی سرای
جهان رابباید یکی کدخدای
که بخشایش آرد به درویش بر
به بیگانه و مردم خویش بر
ببخشد بپرهیزد از مهر گنج
نبندد دل اندر سرای سپنج
سپاسم ز یزدان که فرزند هست
خردمند و دانا و ایزد پرست
وز ایشان بهرمزد یازان ترم
برای و بهوشش فرازان ترم
ز بخشایش و بخشش و راستی
نبینم همی در دلش کاستی
کنون موبدان و ردان را بخواه
کسی کو کند سوی دانش نگاه
بخوانیدش و آزمایش کنید
هنر بر هنر بر فزایش کنید
شدند اندران موبدان انجمن
ز هر در پژوهنده و رای زن
جهانجوی هرمزد را خواندند
بر نامدارنش بنشاندند
نخستین سخن گفت بوزرجمهر
که ای شاه نیک اختر خوب چهر
چه دانی کزو جان پاک و خرد
شود روشن وکالبد برخورد
چنین داد پاسخ که دانش به است
که داننده برمهتران بر مه است
بدانش بود مرد را ایمنی
ببندد ز بد دست اهریمنی
دگر بردباری و بخشایشست
که تن را بدو نام و آرایشست
بپرسید کز نیکوی سودمند
بگو ازچه گردد چو گردد بلند
چنین داد پاسخ که آنک از نخست
بنیک و بد آزرم هرکس بجست
بکوشید تا بردل هرکسی
ازو رنج بردن نباشد بسی
چنین داد پاسخ که هرکس که داد
بداد از تن خود همو بود شاد
نگه کرد پرسنده بوزرجمهر
بدان پاکدل مهتر خوب چهر
بدو گفت کز گفتنی هرچ هست
بگویم تو بشمر یکایک بدست
سراسر همه پرسشم یادگیر
به پاسخ همه داد بنیاد گیر
سخن را مگردان پس و پیش هیچ
جوانمردی وداد دادن بسیچ
اگر یادگیری چنین بیگمان
گشادست برتو در آسمان
که چندین به گفتار بشتافتم
ز پرسنده پاسخ فزون یافتم
جهاندار آموزگار تو باد
خرد جوشن و بخت یار تو باد
کنون هرچ دانم بپرسم ز داد
توپاسخ گزار آنچ آیدت یاد
ز فرزند کو بر پدر ارجمند
کدامست شایسته و بیگزند
ببخشایش دل سزاوار کیست
که بر درد او بر بباید گریست
ز کردار نیکی پشیمان کراست
که دل بر پشیمانی او گواست
سزاکیست کو را نکوهش کنیم
ز کردار او چون پژوهش کنیم
ز گیتی کجا بهتر آید گریز
که خیزد از آرام او رستخیز
بدین روزگار از چه باشیم شاد
گذشته چه بهتر که گیریم یاد
زمانه که او را بباید ستود
کدامست وما از چه داریم سود
گرانمایهتر کیست از دوستان
کز آواز او دل شود بوستان
کرا بیشتر دوست اندر جهان
که یابد بدو آشکار ونهان
همان نیز دشمن کرا بیشتر
که باشد برو بر بداندیشتر
سزاوار آرام بودن کجاست
که دارد جهاندار ازو پشت راست
ز گیتی زیانکارتر کارچیست
که بر کرده خود بباید گریست
ز چیزی که مردم همیپرورد
چه چیزیست کان زودتر بگذرد
ستمکاره کش نزد اوشرم نیست
کدامست کش مهر وآزرم نیست
تباهی بگیتی ز گفتار کیست
دل دوستانرا پر آزار کیست
چه چیزیست کان ننگ پیش آورد
همان بد ز گفتار خویش آورد
بیک روز تا شب برآمد ز کوه
ز گفتار دانا نیامد ستوه
چو هنگام شمع آمد از تیرگی
سرمهتران تیره از خیرگی
ز گفتار ایشان غمی گشت شاه
همیکرد خامش بپاسخ نگاه
گرانمایه هرمزد برپای خاست
یکی آفرین کرد بر شاه راست
که از شاه گیتی مبادا تهی
همیباد بر تخت شاهنشهی
مبادا که بیتو ببینیم تاج
گر آیین شاهی وگر تخت عاج
به پوزش جهان پیش تو خاک باد
گزند تو را چرخ تریاک باد
سخن هرچ او گفت پاسخ دهم
بدین آرزو رای فرخ نهم
ز فرزند پرسید دانا سخن
وزو بایدم پاسخ افگند بن
به فرزند باشد پدر شاددل
ز غمها بدو دارد آزاد دل
اگر مهربان باشد او بر پدر
به نیکی گراینده و دادگر
دگر آنک بر جای بخشایست
برو چشم را جای پالایشست
بزرگی که بختش پراگنده گشت
به پیش یکی ناسزا بنده گشت
ز کار وی ار خون خروشی رواست
که ناپارسایی برو پادشاست
دگر هر که با مردم ناسپاس
کند نیکویی ماند اندر هراس
هران کس که نیکی فرامش کند
خرد رابکوشد که بیهش کند
دگر گفت ازآرام راه گریز
گرفتن کجا خوبتر از ستیز
به شهری که بیداد شد پادشا
ندارد خردمند بودن روا
ز بیدادگر شاه باید گریز
کزان خیزد اندر جهان رستخیز
چه گوید که دانی که شادی بدوست
برادر بود با دلارام دوست
دگر آنک پرسد ز کار زمان
زمانی کزو گم شود بدگمان
روا باشد ار چند بستایدش
هم اندر ستایش بیفزایدش
دگر آنک پرسید ازمرد دوست
ز هر دوستی یارمندی نکوست
توانگر بود چادر او بپوش
چو درویش باشد تو با او بکوش
کسی کو فروتنتر و رادتر
دل دوستانش بدو شادتر
دگر آنک پرسد که دشمن کراست
کزو دل همیشه بدرد و بلاست
چوگستاخ باشد زبانش ببد
ز گفتار او دشمن آید سزد
دگر آنک پرسید دشوار چیست
بیآزار را دل پر آواز کیست
چو بد بود وبد ساز با وی نشست
یکی زندگانی بود چون کبست
دگر آنک گوید گوا کیست راست
که جان وخرد برگوا برگواست
به از آزمایش ندیدم گوا
گوای سخنگوی و فرمانروا
زیانکارتر کار گفتی که چیست
که فرجام ازان بد بباید گریست
چوچیره شود بر دلت بر هوا
هوا بگذرد همچو باد هوا
پشیمانی آرد بفرجام سود
گل آرزو را نشاید بسود
دگر آنک گوید که گردان ترست
که چون پای جویی بدستت سرست
چنین دوستی مرد نادان بود
سرشتش بد و رای گردان بود
دگر آنک گوید ستمکاره کیست
بریده دل ازشرم و بیچاره کیست
چوکژی کند مرد بیچاره خوان
چو بی شرمی آرد ستمکاره خوان
هرآنکس که او پیشه گیرد دروغ
ستمکارهای خوانمش بیفروغ
تباهی که گفتی ز گفتار کیست
پرآزارتر درد آزار کیست
سخن چین و دو روی و بیکار مرد
دل هوشیاران کند پر ز درد
بپرسید دانا که عیب از چه بیش
که باشد پشیمان ز گفتار خویش
هرآنکس که راند سخن بر گزاف
بود بر سر انجمن مرد لاف
بگاهی که تنها بود در نهفت
پشیمان شود زان سخنها که گفت
هم اندر زمان چون گشاید سخن
به پیش آرد آن لافهای کهن
خردمند و گر مردم بیهنر
کس از آفرینش نیابد گذر
چنین بود تا بود دوران دهر
یکی زهر یابد یکی پای زهر
همه پرسش این بود و پاسخ همین
که برشاه باد از جهان آفرین
زبانها بفرمانش گوینده باد
دل راد او شاد و جوینده باد
شهنشاه کسری ازو خیره ماند
بسی آفرین کیانی بخواند
ز گفتار او انجمن شاد شد
دل شهریار از غم آزاد شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: کسری به کاردانان گفت که باید راز او را در پنهانی جستجو کنند.
هوش مصنوعی: اگر در روز و شب به دقت و توجه به داستان گوش فرا دهی، چون لبهایت را باز کنی و دربارهاش صحبت کنی، حقیقت آن را بهتر درک خواهی کرد.
هوش مصنوعی: از کارهایی که انجام دادی، با خوبی، به مقام و شناختی عالی در جهان دست پیدا کردی.
هوش مصنوعی: در آن زمان شاه به بوزرجمهر گفت که راز مهمی داشتم که آن را پنهان کردهام.
هوش مصنوعی: با گذشت هفتاد سال از عمر، سر و موی سیاه به رنگ سفید مانند کافور درآمد.
هوش مصنوعی: من از این دنیا میگذرم و به آنچه در پس این دنیای فانی است، نیاز دارم. باید یک شخص با اختیار و قدرت برای هدایت و مدیریت پیدا کنم.
هوش مصنوعی: بخشش و رحمت بیشتر به درویشها میرسد تا به بیگانگان و افرادی که با ما آشنایی ندارند یا از ما دور هستند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از عشق و محبت دوری کند، دلش هرگز به دنیای پر از مشکلات و سختیها بسته نخواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت.
هوش مصنوعی: از خداوند سپاسگزارم که فرزندم فردی حکیم، آگاه و خداپرست است.
هوش مصنوعی: من از آنها بهره میبرم و در عقل و خرد از آنها جلوترم.
هوش مصنوعی: من در دل او هیچ کمبودی از محبت و صداقت نمیبینم، فقط از بخشش و فداکاریاش میتوانم بگویم.
هوش مصنوعی: اکنون کسانی را که در علم و دانش مهارت دارند، فرا بخوانید؛ کسی که به سوی دانش توجه کند.
هوش مصنوعی: او را بخوانید و با آزمایش تواناییهایش را سنجیده و در زمینهی هنر به پیشرفت و افزایش بیشتری دست یابید.
هوش مصنوعی: در آن مکان، جمعی از دانشمندان و اهل نظر گرد هم آمدند، هر کدام از سوی و درب خاصی برای تحقیق و مشورت آمده بودند.
هوش مصنوعی: آفریننده جهان، هرمزد را فراخواندند و او را بر تخت ناموران نشاندند.
هوش مصنوعی: بوزرجمهر ابتدا به شاه با ستاره خوب و چهره زیبا گفت:
هوش مصنوعی: نمیدانی که چه کسی باعث میشود روح پاک و عقل انسان روشن شود و بدن او به کمال برسد.
هوش مصنوعی: او چنین پاسخ داد که دانش برتر از همه چیز است و دانای واقعی باید برتر از دیگران باشد.
هوش مصنوعی: با دانایی، مرد میتواند خود را از خطرات و آسیبهای شیطانگونه حفظ کند.
هوش مصنوعی: بردباری و بخشش ویژگیهایی هستند که به انسان زیبایی و هویت میدهند.
هوش مصنوعی: پرسیدند که از زیبایی مفید بگو، چرا که وقتی به اوج برسد، چه اتفاقی میافتد.
هوش مصنوعی: آن شخص چنین پاسخ داد که از همان ابتدای کار، هر کس به دنبال خوبی و بدی خود بوده است.
هوش مصنوعی: سعی کنید که هیچکس از شما رنجیده نشود و به دل هیچکس ناراحتی نزنید.
هوش مصنوعی: این پاسخ نشان میدهد که هر کسی که به دیگران کمک کند و بخشی از وجود خود را برای آنها فدا کند، در واقع خود را شادتر مییابد و از این بخشش خوشحال میشود.
هوش مصنوعی: نگاه پرسشگر به بوزرجمهر افتاد، او که دل پاک و روحی والا داشت و چهرهای زیبا و خوشنمایی داشت.
هوش مصنوعی: به او گفت که از هر چه میتوان گفت، میگویم. تو فقط تعداد آنها را بشمار.
هوش مصنوعی: تمام سوالات من را به خاطر بسپار و به من یاد بده که چگونه به همه آنها پاسخ مناسب بدهم.
هوش مصنوعی: سخن را بیجهت دگرگون نکن و از مسیرش منحرف نکن. مردان بزرگ و جوانمرد در دادن وعدهها و قولهایشان بسیار جدیاند.
هوش مصنوعی: اگر یادگیری چنین باشد، بدون تردید در آسمان برای تو فضا و امکانات بیشتری وجود دارد.
هوش مصنوعی: من بارها به سوالات پاسخ دادم و از پرسشگران، جوابهای بیشتری دریافت کردم.
هوش مصنوعی: سرتاسر دنیا معلم تو باشد و آگاهی و خرد به مانند زره از تو محافظت کند، در حالی که شانس و سعادت نیز یار و یاور تو باشد.
هوش مصنوعی: حال که هر چیزی را میدانم، از تو میپرسم تا پاسخ بدهی، هرچه که به یادت آمده است.
هوش مصنوعی: فرزند کدام پدر بزرگوار، شایسته و بینقص است؟
هوش مصنوعی: کیست که شایستهی بخشش دل باشد، وقتی که بر درد او باید گریست و غم او را احساس کرد؟
هوش مصنوعی: کسی که از انجام کارهای خوب خود پشیمان شده، نباید نگران باشد؛ زیرا دل او برای این پشیمانی شهادت میدهد.
هوش مصنوعی: هر کسی را باید بر اساس اعمالش قضاوت کنیم. اگر به دقت به کارهای او نگاه کنیم، متوجه میشویم که آیا او شایسته نکوهش است یا نه.
هوش مصنوعی: کجا میتوان از دنیا بهتر فرار کرد، در حالی که از آرامش او حیات و جنبش برمیخیزد؟
هوش مصنوعی: در این روزگار، از چه چیزی میتوانیم شاد باشیم؟ بهتر است به یاد دوران گذشتههای خوب خود بیفتیم.
هوش مصنوعی: زمانهای که باید از آن قدردانی کرد، چیست؟ و ما از این وضعیت چه بهرهای میبردیم؟
هوش مصنوعی: کدام دوست با صدایش دل را به شادابی و سرزندگی میآورد که از همه ارزشمندتر باشد؟
هوش مصنوعی: هر که در جهان محبوبتر و دوستداشتنیتر باشد، بیشتر محبوبیتش را هم به صورت آشکار و هم به صورت پنهان مییابد.
هوش مصنوعی: هرچه کسی بداندیشتر و بدتر باشد، دشمنی او با دیگران نیز بیشتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: جایی شایسته آرامش و آسایش است که جهاندار به آن تکیه کرده باشد و در آن استراحت کند.
هوش مصنوعی: از دنیا هیچ چیز زیانبارتر نیست جز اینکه انسان به اعمال خودش افسوس بخورد و گریه کند.
هوش مصنوعی: از چیزی که مردم به پرورش و توجه به آن مشغولاند، چه چیزی وجود دارد که زودتر از آن بگذرد و از بین برود؟
هوش مصنوعی: ستمکاران به خاطر رفتارشان نزد او شرمنده نیستند، زیرا محبت و شرم در وجودشان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در جهانی که ما در آن زندگی میکنیم، چگونه میتوان به انسانها آسیب زد و دل دوستان را رنجاند؟
هوش مصنوعی: چه چیزی است که شرم و ننگ را به همراه میآورد، همان سخن بدی که خود شخص به زبان میآورد؟
هوش مصنوعی: روزی از کوه تا شب گام برداشت، اما از سخن حکیمانه کسی خسته نشد.
هوش مصنوعی: زمانی که شمع روشن شد، تیرگیها به آرامی از بین رفتند و روشنایی جایگزین آنها شد.
هوش مصنوعی: صدای آنها باعث ناراحتی شاه شد و او به احترام آنها سکوت کرد و به آنها نگاه کرد.
هوش مصنوعی: مرد ارزشمندی به پا خاست و ستایش و آفرین گفت برای پادشاه راستگو.
هوش مصنوعی: مبادا که بر تخت پادشاهی، از محبت و حمایت بزرگترین پادشاهان دنیا خالی باشی.
هوش مصنوعی: مبادا بدون تو، حتی اگر تاج و تخت سلطنت را ببینیم، خوشحال شویم.
هوش مصنوعی: به خاطر تو، جهان برای من بیارزش است و خاک به پای تو میافتم. امیدوارم از آسیبهایی که زندگی به تو میزند، در امان بمانی.
هوش مصنوعی: هر چیزی که او بگوید، من با کمال میل پاسخ میدهم و به همین دلیل برای او دعا میکنم که همیشه خوشبخت باشد.
هوش مصنوعی: عالم از فرزند میپرسد که چه چیزی میدانی و با این سوال میخواهد پاسخ مناسب را از او بگیرد.
هوش مصنوعی: پدر باید از غمها دور باشد تا بتواند خوشحال و راضی به زندگی ادامه دهد و این شادی را به فرزندش منتقل کند.
هوش مصنوعی: اگر او به پدرش مهربانی نشان دهد، پس انسانی نیکسیرت و عادل است.
هوش مصنوعی: به زودی آن کسی که بر جایگاه بخشش قرار دارد، برای چشمها فرصتی برای پاکسازی فراهم میآورد.
هوش مصنوعی: انسانی بزرگ و صاحب قدرت که روزگارش بر وفق مراد نیست، به پیش کسی که به او بدی میکند، به ناچار به عذرخواهی و خفت میافتد.
هوش مصنوعی: اگر از کار او خونی به زمین بریزد، جایز است، زیرا زشتکاری او باعث این امر شده است.
هوش مصنوعی: هر کس که با مردم ناسپاس باشد و خوبیها را نادیده بگیرد، همیشه در نگرانی و ترس خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که نیکی و خوبی را فراموش کند، به عقل و خرد خود آسیب میزند و در حقیقت به خود لطمه میزند.
هوش مصنوعی: او میگوید که اگر از آرامش و آسایش فرار کنیم، کجا بهتر از درگیری و جنگیدن است؟
هوش مصنوعی: در شهری که ظلم و ستم حاکم است، خوشفکری و خردمندی جایز نیست.
هوش مصنوعی: باید از پادشاه ستمگر فرار کرد، زیرا در این دنیا آشفتگی و قیامی در راه است.
هوش مصنوعی: شادی و آرامش همیشه رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند و نمیتوان یکی را بدون دیگری تصور کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی دربارهٔ کارهای زمان بپرسد، زمانی خواهد رسید که او به خاطر ناکامیها و مشکلات، دچار بدبینی و تردید خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر کسی چندان او را ستایش کند، نادرست نیست و همچنین این ستایش میتواند بر ارزش او بیفزاید.
هوش مصنوعی: شخصی از من پرسید که در دوستی چه چیز اهمیت دارد، پاسخ دادم که داشتن یار خوب و با وفا نشانه واقعی دوستی است.
هوش مصنوعی: اگر کسی که ثروتمند است، لباس درویش پوشیده باشد، تو هم باید با او به نیکی و مهربانی رفتار کنی.
هوش مصنوعی: کسی که خاضعتر و دلسوزتر باشد، دوستانش بیشتر خوشحال میشوند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو بپرسد که دشمن تو کیست، به او بگو که دشمنی دارم که همیشه باعث درد و رنج دل من است.
هوش مصنوعی: اگر زبان کسی بیادب باشد، گفتار او باعث میشود که دشمنان به او نزدیک شوند و قابل سرزنش است.
هوش مصنوعی: سوال این است که چه چیزی برای کسی که بیخطر و بیآزار است دشوار به نظر میرسد و صدای دل پرآشوب او چیست؟
هوش مصنوعی: وقتی که آدم بد باشد و با او دوستی کند، زندگیاش مثل زندگی کبوتری میشود که در قفس زندانی است.
هوش مصنوعی: شخصی دیگر میگوید که چه کسی میتواند بگوید که روح و عقل به کجا تعلق دارند و به چه کسی وابستهاند؟
هوش مصنوعی: بهتر از آزمایش هیچ چیز دیگری ندیدم، هرچند که سخنگو و فرمانروا همواره در حال بیان نظر خود هستند.
هوش مصنوعی: آیا چیزی ناگوارتر از این وجود دارد که پایان آن انسان را به گریه وادارد؟
هوش مصنوعی: وقتی که دل تو به آرزوها مشغول شود، زمان به سرعت میگذرد، درست مثل وزش باد.
هوش مصنوعی: پشیمانی در انتها، نتیجهای ندارد و نمیتواند به خواستهها و آرزوهای انسان فایدهای برساند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که در حال چرخش و تغییر است، بدان که وقتی که مانند جویی در دستت است، پاهایش در کجا قرار دارد.
هوش مصنوعی: این دوستی از ویژگیهای ناپسند برخوردار بود و نشاندهنده نادانی و عدم ثبات در نظر و تصمیمگیری او بود.
هوش مصنوعی: شخصی به دیگری میگوید که ستمکار کیست، در حالی که خود دلش از شرم بریده و بیچاره شده است.
هوش مصنوعی: مردی درمانده، وقتی ببیند که دیگران به او ظلم میکنند، از چوبی که در دست دارد خجالت میکشد و نمیتواند به آن تکیه کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که دروغ را به عنوان شغل و پیشهاش انتخاب کند، من او را فردی ستمکار و بیفروغ میدانم.
هوش مصنوعی: آسیبی که از زبان دیگران میرسد، کجا دردناکتر است از درد و آزار واقعی که میتوان حس کرد؟
هوش مصنوعی: سخنچینی و دورویی و بیکاری مردان، دل افراد هوشیار را پر از درد و رنج میکند.
هوش مصنوعی: از دانا پرسیدند که چرا انسانها بیشتر از این که از کارهای خود راضی باشند، پشیمانند و از حرفهایشان شرمنده میشوند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به طور بیدلیل و بیفکر صحبت کند، در جمع مردم فقط ادعای بزرگمنشی و لافزنی میکند.
هوش مصنوعی: گاهی زمانی که انسان به تنهایی فکر میکند، به یاد حرفهایی که زده پشیمان میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که سخن آغاز میشود، فرد به یاد لافها و ادعاهای قدیمی خود میافتد و آنها را جلو میآورد.
هوش مصنوعی: انسان دارای خرد و اندیشه میداند که بیهنرها هیچ بهرهای از خلقت و زندگی نخواهند برد.
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگی خود با چالشها و سختیها روبرو میشود؛ برخی از انسانها طعم تلخ مشکلات را میچشند و برخی دیگر از آن رنجها جان سالم به در میبرند. زندگی همیشه به همین شکل ادامه دارد.
هوش مصنوعی: همه فقط میپرسیدند و جواب همین بود که زندگی و سلطنت از طرف خداوند بر پادشاه برقرار است.
هوش مصنوعی: زبانها به فرمان او سخن میگویند و دلش شاد و جستجوگر باشد.
هوش مصنوعی: شاه کسری از زیبایی و شکوه او به حیرت مانده و بارها بر او آفرین میگوید، مانند پادشاهان کیانی.
هوش مصنوعی: از سخنان او دل شاه شاد و خوشحال شد و از اندوه رهایی یافت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.