نظرباز صف مژگانش با خنجر کند بازی
تماشایی تیغ ابرویش با سر کند بازی
نمایانست خال سبز در چین سر زلفش
بسان طفل هندویی که در چنبر کند بازی
من و یک نیم جان آن نیز نذر باختن دارم
حریف مهربانی کو که با من سر کند بازی
سر زلف درازت سرکش و من سخت کوته دست
کجا در دست من افتد، مگر اختر کند بازی
به گردون سر فرو نارد ز شوخی نازنین من
مسیح است آنکه چون طفلان به خاکستر کند بازی
اگر از شش جهت بندد فلک ره بر دل تنگم
نیندیشد همان این مهره در ششدر کند بازی
نترسد چشمم ار سیلاب غم عالم فرو گیرد
که طوفان دیده با دریای پهناور کند بازی
باین بیطاقتی کارم سپرداریست در رزمی
که دل در سینة شیران جنگاور کند بازی
نمک پروردة دریا نمیاندیشد از دریا
فلک در آب چشمم همچو نیلوفر کند بازی
پس از قتلم که هر کس سر به زانوی الم باشد
سرم در دامن تیغ تو با جوهر کند بازی
دم تیغ تو دارد اختلاطی با دل فیّاض
ندیدم آب را هرگز که با اخگر کند بازی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر احساس عاشقانه و عمیق شاعر هستند. او به طرف مقابل خود میگوید که چگونه ممکن است عاشق کسی باشد که زیبایی و لطافت او را نمیشناسد. او خود را مانند یک پرنده در قفس توصیف میکند، که ناتوان و ضعیف است و در چنین وضعیتی، حتی در صورت دیده شدن، باز هم کسی او را نخواهد شناخت. این تعبیرها نشاندهنده ناامیدی و دلتنگی اوست.
هوش مصنوعی: چشم و ابروی معشوق در کنار هم بازی زیبایی را به وجود میآورند که شبیه یک مبارزه یا جنگ است. مژگان او با ظرافت و زیبایی، چنان تأثیرگذار است که همچون یک خنجر عمل میکند و ابروی او نیز به همین شیوه جلوهگری میکند. این زیبایی، تماشایی و دلرباست و احساسات عمیقی را برمیانگیزد.
هوش مصنوعی: خال سبز در چینهای زلف او مانند کودکی هندی است که در میان بازیاش سرگرم است.
هوش مصنوعی: من و یک نیمه جانم در حال باختن هستیم و نیاز به حریف مهربانی دارم که با من در این بازی همراه شود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به فاصله و تفاوت میان خود و محبوبش اشاره میکند. او به زیبایی و جذابیت موی محبوب اشاره میکند که بسیار بلند و دلرباست، در حالی که خود او در دستیابی و برقراری رابطه با وی ناتوان است. او احساس میکند که برای رسیدن به محبوبش باید شانس و تقدیر به او کمک کند، زیرا به تنهایی نمیتواند به این آرزو دست یابد.
هوش مصنوعی: در آسمان، سر به زمین نخواهد آورد، زیرا نازنین من در شوخی و بازیها مانند مسیح است؛ او همانطور که کودکان در خاکستر بازی میکنند، رفتار میکند.
هوش مصنوعی: اگر آسمان به هر طریقی بخواهد مانع شود و نتوانم از تنگی دل رهایی یابم، دل نگران نباش زیرا این دنیا یک بازی است که من با تمام آن مشکلات و مانعها مواجه میشوم.
هوش مصنوعی: نگران نیستم اگر غم و اندوه دنیا به من حمله کند؛ زیرا اشکهایم میتوانند با دریای وسیع خود بازی کنند و مقابله کنند.
هوش مصنوعی: در این دقت، بیقراری من به نوعی مدیریت میشود که در نبردهایی که دل را چون شیران جنگجو قوی میسازد، میتوانم با آن زندگی کنم.
هوش مصنوعی: افرادی که در دریا پرورش یافتهاند، به سختیها و چالشهای آن فکر نمیکنند. مانند نیلوفری که در آب شناور است و بازیگوشی میکند، چشم من نیز به زیباییهای این جهان نظر دارد.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه مرا کشتند، هر کسی که در غم و اندوه به سر میبرد، فهمیدهام که سرم در دامن شمشیر تو با شجاعت و عشق دست به بازی میزند.
هوش مصنوعی: تیغ تو که جان فرساست، در ملاقاتی که با دل بخشنده دارد، هیچ گاه مشاهده نکردهام آب را که با آتش بازی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
ز شور قلزم ما در صدف گوهر کند بازی
عبث خورشید تابان می زند سرپنجه با آهم
سر خود می خورد شمعی که با صرصر کند بازی
ز زور باده من شیشه گردون خطر دارد
[...]
به گلزاری که آن شوخ پریپیکر کند بازی
غبارم چون پر طاووس گل بر سر کند بازی
جهان دریای خون گردد اگر چشم سیه مستش
ز دست افشانی مژگان به ابرو سر کند بازی
گدایی کز سر کوی تو خاکی بر جبین مالد
[...]
بتی دارم که لعلش با لب کوثر کند بازی
خطش در صفحه آیینه با جوهر کند بازی
دلم را برده بازیگوش طفلی کز ره شوخی
دو چشم کافرش با مسجد و منبر کند بازی
بت خود کردهام در کعبه دل کامبخشی را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.