از دل هوای وصل تو کی میرود برون
کی نشئه از طبیعت می میرود برون
امشب ز شرم نالة زارم نفس نزد
این عقده کی ز خاطر نی میرود برون
گر باد دستی مژهام بشنود به خواب
دود از نهاد حاتم طی میرود برون
هر صبحدم ز خشکی افسردگان زهد
خون از دماغ شیشة می میرود برون
فیّاض را وداعکنان دید یار و گفت
مجنون این قبیله ز حی میرود برون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و عاشقانهای پرداخته است که شاعر نسبت به معشوق خود دارد. در این متن، شاعر از تاثیر شراب و خواب بر چشمانش صحبت میکند و میگوید که هر دو در تشنگی و عطش به سر میبرند، یکی تشنه خون و دیگری تشنه آب. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و میافزاید که در بزمها نمیتواند به راحتی جرأت کند و از ویژگیهای بوی شراب یاد میکند. در نهایت، شاعر از احساس ناتوانی در تعمیر و بهبود اوضاع خود سخن میگوید و نشان میدهد که هیچگاه نمیتواند حال خراب خود را بهبود بخشد.
هوش مصنوعی: دل انسان همیشه برای وصال محبوب دلتنگ است و از این حالت خروجی ندارد. همچنین نشئه و شور و حال ناشی از عشق به طبیعت و زیباییها نیز نمیتواند از دل انسان برود. این دو احساس همواره در درون انسان باقی میمانند.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر شرم و نالههای دلbrokenم، نفس کشیدن برایم سخت شده و این ناراحتی از ذهنم بیرون نمیرود.
هوش مصنوعی: اگر بادی به خواب مژهام برسد، دود از دل حاتم طایی (بخشش و کرم او) به بیرون میرود.
هوش مصنوعی: هر صبح که میگذرد، غمزدهها با حالتی افسرده، تاسف عمیق خود را از شکستها و ناکامیها به نمایش میگذارند و با این حالت، انگار اشکشان از شکست و ناامیدی به زمین میریزد.
هوش مصنوعی: یار وقتی دید که مجنون در حال خداحافظی با کسی است، به او گفت که این مجنون از این دیار و از زندگی میرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.