آهی از دل از پیِ دفعِگزندی میکشیم
چشم بد را سرمه از دود سپندی میکشیم
تا شبی سر و قد او سایه بر ما افکند
ما و دل هر صبح یاهوی بلندی میکشیم
ناتوانی بین که در عشق تو بار عالمی
با تن زاری و جان دردمندی میکشیم
آستانت از وجود ما گرانی میکند
پای رغبت از سر کوی تو چندی میکشیم
هر نفس فیّاض با این تلخکامیهای خویش
کاسة زهری ز لعل نوشخندی میکشیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و درد ناشی از آن میگوید. او برای دفع آسیبها و چشمزخمها، آهی از دل میکشد و از دود سپند استفاده میکند. همچنین، به آرزوی ملاقات معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که با وجود ناتوانی و رنج، بار سنگین عشق را بر دوش میکشد. شاعر به سنگینی آستان معشوق بر وجود خود اشاره کرده و از عدم توانایی برای رسیدن به او سخن میگوید. در پایان، حالتی از تلخی و ناامیدی را در کنار صدای خندهای که به تلخی میانجامد، به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ما به نشانهٔ ناراحتی و بهدور کردن آسیبها، آهی از دل میکشیم و با دود عود، چشمِ زخم و بدی را دور میکنیم.
هوش مصنوعی: تا هنگامی که او با زیبایی و قامتش بر ما سایه بیفکند، ما هر صبح دلتنگی و آرزو میکنیم و ناله میزنیم.
هوش مصنوعی: ناتوانی را ببین که در عشق تو با بدنی ضعیف و روحی آشفته، بار سنگینی را تحمل میکنیم.
هوش مصنوعی: درد و رنج ناشی از دوریات باعث میشود که ما همچنان به یاد تو باشیم و در خیابانها و گوشه و کنارها به دنبال حضورت باشیم.
هوش مصنوعی: هر لحظه با وجود تلخیهایی که داریم، از زندگی مایهای پرارزش و زیبا بیرون میآوریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.