بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کردهام
غصّهها حل کرده و در حلق مینا کردهایم
غیر شرح بیقراری نیست در طومار موج
ته بته این نامة سربسته را وا کردهایم
ما ز خود گم گشته بودیم از تو تا بودیم دور
خویش را امروز در پیش تو پیدا کردهایم
از غبار خاطر آزرده در گلزار عیش
مشت خاکی بی تو در چشم تماشا کردهایم
موجها هر یک به رنگی کام میگیرند از او
کشتی خود را سبیل راه دریا کردهایم
خوشهبندیهای کام از کشت زار ما مجو
ما گیاه خویش را با برق سودا کردهایم
شهپر پروازِ اوج همت ما کس نداشت
مشق بال افشانی این جلوه تنها کردهایم
با غُلوی سرکشیها دشمن از ما ایمن است
آتشیم اما به خس عهد مدارا کردهایم
لذّت آوارگی کردیم تا بر خلق فاش
خضر را فیّاض سرگردان صحرا کردهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به عشق و دلدادگی خود به معشوق میپردازد و از حالات پایدار و عمیق خود در این رابطه میگوید. او خود را برای معشوق خریدار میداند و تنها کسانی که از لذت دیدارش بهرهمند شدهاند، خود او و دوستانش هستند. در ادامه، شاعر به وحدت و یکی بودن حقیقت سخن میگوید و به فسوس حواس محیط اشاره میکند که همه چیز را مملو از معنای واحد کرده است. او همچنین به گناهکار بودن خود اشاره میکند و بر تکیهگاه عشقش تأکید دارد. در نهایت، شاعر با طنزی اشاره میکند که مژگان معشوقش میتواند به آسانی بر دلها جراحت بزند و او خود را در گلزار عشق و زیبایی میبیند.
هوش مصنوعی: در محفل خوشی و لذت، به خاطر غمهای درونم، خود را آماده کردهام و ناراحتیها را کنار گذاشته و در جام میافکنم.
هوش مصنوعی: فقط احساس ناآرامی را میتوان در این نوشتهی پنهانی مشاهده کرد که آن را از دلی پر از شوق و اضطراب باز کردهایم.
هوش مصنوعی: ما از خودمان دور شده بودیم و وقتی از تو فاصله داشتیم، حالا که در کنارت هستیم، به حقیقت وجود خود پی بردهایم.
هوش مصنوعی: ما از غبار دلزده خود در باغ شادی، تنها با یاد تو و احساس تنهایی، به تماشا نشستهایم و فقط خاکی که یادآور توست را دیدهایم.
هوش مصنوعی: موجها هر کدام با رنگ خاصی به دریا نزدیک میشوند و ما کشتی خود را به عنوان راهی برای عبور از دریا آماده کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم تا از محصولات و برداشتهای خود به خوبی استفاده کنیم و نباید انتظار داشته باشیم که دیگران به ما کمک کنند. ما خودمان با انگیزه و تلاش، گیاهان و دستاوردهای خود را پرورش دادهایم.
هوش مصنوعی: ما هیچکس را در پرواز به اوج همت خود نداریم، تنها خودمان در این هنر بال افشانی و زیبایینمایی تلاش کردهایم.
هوش مصنوعی: چون سرکشیهایمان را مهار کردهایم، دشمن از ما در امان است. ما آتشین هستیم، اما به خاطر خس، صلح و مدارا را انتخاب کردهایم.
هوش مصنوعی: ما از آوارگی و بیخانمانی لذت بردیم تا اینگونه به مردم نشان دهیم که خضر، آن مرد دانا و فیاض، همواره در بینهایت بیقراری و سرگشتگی در صحرا زندگی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
چون صدف دامن پر از لؤلؤی لالا کرده ایم
خرقه ی صوفی بخون چشم ساغر شسته ایم
دین و دنیا در سر جام مصفّا کرده ایم
عیب نبود گر ترنج از دست نشناسیم از آن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.