ز چشمان تو راز خویش را بنهفته میخواهم
بسی ترسیدهام این فتنهها را خفته میخواهم
ز بد گوییِّ دشمن راز دل پوشیده میدارم
ز دم سردی دی این غنچه را نشکفته میخواهم
ز مژگان قطرههای اشک را در دیده میدزدم
زرشک این گوهر شاداب را ناسفته میخواهم
سر زلفی پریشان کن که همچون روزگار خود
دو روزی خاطر ایّام را آشفته میخواهم
زبان چون غنچة سوسن به هم پیچیدهام فیّاض
مگر درد دل ناگفتنی را گفته میخواهم!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر زیباییهای طبیعت و عشق است. شاعر به توصیف گلها و سبزهها میپردازد و شیرینی و شوری عشق را به تصویر میکشد. او از چالشهای عشق و نبردهای درونیاش سخن میگوید و به طرف مقابل پیشنهاد صلح میدهد و اذعان میکند که آماده جنگ است. او همچنین به حسرت پرواز پرندگان اشاره میکند که به دلیل کمبود قدرت پرواز، نمیتوانند از باغ آزاد شوند. در نهایت، شاعر به گذشتن زمان و داشتن صبر در برابر مشکلات اشاره میکند و از فیاض (خدای عشق) میخواهد که درد دلش را تحمل کند. تلاش برای ایجاد توازن بین عشق و مشکلات زندگی در این شعر بهخوبی نمایان است.
هوش مصنوعی: از نگاه تو میخواهم آنچه را که در دل دارم مخفی بماند، زیرا از این آشفتگیها بسیار ترسیدهام و دوست دارم آرامش را تجربه کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر بدگوییهای دشمن، راز دلم را پنهان میکنم و از سردی وضعیت کنونی، تمایل دارم که این غنچه هنوز شکفته نشود.
هوش مصنوعی: از چشمانم اشک را میدزدم و میخواهم این مروارید شاداب را که هنوز درون لایههایش نگهداری نشده است.
هوش مصنوعی: موهای پریشان خود را به هم بزن، زیرا من میخواهم مانند روزگار، این ایام را هم کمی آشفته کنم.
هوش مصنوعی: زبان من به مانند غنچهای است که بسته و گرهخورده است، سرشار از احساسات و افکار، اما نمیتوانم درد دل عمیق و ناگفتهام را بیان کنم!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.