چون به یاد زلف او اندیشه آرایی کنم
تارهای آه را بر لب چلیپایی کنم
شد چهل سالم به غفلت در مسلمانی بس است
اربعینی در سر زلف تو ترسایی کنم
کی توان دادن به یک دل داد سودای ترا
همچو دل یک قطره خون را به که سودایی کنم
در تماشا یک سر موی ترا شایسته نیست
چون نگه گر هر سر مو را تماشایی کنم
با عنایات ازل دشوارها دشوار نیست
گر تجلّی رو دهد من نیز موسایی کنم
از لب لعل مسیحا معجزت، کو نشئةیی
تا به بیماران بیدردی مسیحایی کنم
در بغل گیرم شبی گر قد رعنای ترا
تا قیامت عشوه بر خوبان رعنایی کنم
جلوه هر دم میکند جای دگر حسن رخش
خویش را معذورم از دانسته هر جایی کنم
شمهای از لطف پنهان تو گویم آشکار
در تمنّای تو عالم را تمنّایی کنم
میتوان آوارگی در گلشن از بویش فکند
میروم گل را مگر چون لاله صحرایی کنم
یادِ همت میدهد فیّاض اندازِ خطر
کشتی خود را همان بهتر که دریایی کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و ایمان عمیق شاعر به محبوب و زیباییهای روحانی است. شاعر از احساسات خود نسبت به معشوق صحبت میکند و اعلام میکند که حتی اگر دل او به فریب سبزه متمایل شود، در دل چمن خط محبوبش را به یاد بهشت میبرد. او تاکید میکند که نمیتواند جذابیت و زیبایی محبوب را نادیده بگیرد و هرگز نمیتواند از سرشت واقعی خود که عشق به زیبایی است، دست بکشد. شاعر همچنین از نیت و وفاداری خود نسبت به این دنیا و عواطف انسانی سخن میگوید و تصریح میکند که پس از این، نمیتواند نسبت به چیزهای مادی و دنیاوی بیعلاقه باشد. در مجموع، این شعر تفکری عمیق درباره عشق، زیبایی و وفاداری است.
هوش مصنوعی: وقتی به یاد موهای او فکر میکنم، دلم را با نالههایی شبیه به چنگالهای پر از غم پر میکنم.
هوش مصنوعی: من چهل سال را در غفلت و بیخبری سپری کردهام، ولی حالا تنها به یاد تو و زیباییهای وجودت میخواهم به نوعی راهی جدید در زندگیام پیدا کنم.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است به یک دل عشق تو را بدهم؟ همچنان که نمیتوان یک قطره خون را به کسی دیگر سپرد، نمیتوانم دل خود را برای دیگران فدای سودای تو کنم.
هوش مصنوعی: نگاه کردن به یک تار موی تو سزاوار نیست، چون اگر هر تار مویی را با دقت تماشا کنم، دلم را میبرد.
هوش مصنوعی: با رحمتهای الهی، مشکلات دیگر سخت نیستند. اگر نور و تجلی divine خودش را نشان دهد، من هم مانند موسی کارهای بزرگ انجام خواهم داد.
هوش مصنوعی: از لب زیبای مسیحا، معجزهای هست که بتوانم به بیماران بیدرمان کمک کنم تا به حالت سلامتی برسند.
هوش مصنوعی: اگر شبی تو را در آغوش بگیرم، تا ابد به خاطر زیباییات، به دیگران زیبایی را میآموزم و عشوهگری خواهم کرد.
هوش مصنوعی: هر لحظه زیبایی چهرهاش در جایی تازه خود را نشان میدهد و من از این که نتوانم همیشه آن را درک کنم، عذرخواهی میکنم.
هوش مصنوعی: چیزی از محبت پنهان تو را به روشنی بیان میکنم؛ در آرزوی تو، تمام عالم را هم در آرزو میسازم.
هوش مصنوعی: میتوانم از بوی خوش گلستان به آوارگی بپردازم و از آنجا بروم، شاید بتوانم مانند لالهای در دشت باشم.
هوش مصنوعی: یاد و خاطره تلاش و کوشش، به من میآموزد که به خطرات و چالشها توجه داشته باشم و بهتر است که کشتی زندگیام را به گل نزنم و با ریسک و امید بیشتری به دریا بروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت آن آمد که عزم کوی شیدائی کنم
با خیال چشم مستت باده پیمائی کنم
نقد هستی بر در دکان قلاشی نهم
رخت دانش بر سر بازار رسوائی کنم
من چو مرغ بحر گشتم، فارغم از خاکیان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.