من مست محبّتم چه سازم
سرشار ملامتم چه سازم
جا در دل بیغمان ندارم
من سوز محبّتم چه سازم
پیوسته به کام دشمنانم
من بادة عشرتم چه سازم
در مشرب خویش خوشگوارم
خونابة حسرتم چه سازم
راحت سر صحبتم ندارد
شایستة محنتم چه سازم
گویند ببر ز مهر اطفال
من طفلْ طبیعتم چه سازم
فیّاض به عزلتم چه خوانی
من عاشق صحبتم چه سازم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عاشقانهاش میگوید. او در ابتدا به نوشتن نامه به معشوق اشاره میکند و اینکه در دل شکوایههایی دارد اما آنها را با دعا و عاشقانهها میپوشاند. هر چه به یاد محبوبش مینویسد، سعی دارد از عشق و زیباییهای او بگوید. او همچنین به زیبایی نرگس محبوبش اشاره میکند و میگوید که چگونه با خطوطی خاص، عشوههای او را در کلامش نگارش میکند. نهایتاً، او با تأکید بر عواطف و معانی عمیقش، سعی میکند تا احساسات عاشقانهاش را به شکلی زیبا بیان کند.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و علاقهای که دارم، از انتقادات و ملامتها بیخبرم و به آنها توجهی نمیکنم.
هوش مصنوعی: من در دل کسی که بیغم است جایی ندارم و نمیدانم با آتش عشق خود چه کنم.
هوش مصنوعی: من همیشه در اختیار دشمنانم هستم و چه کنم با می و خوشی خودم؟
هوش مصنوعی: در جایگاه خودم خوشحالم، اما نمیدانم با آرزوها و حسرتهای ناشی از آن چه کنم.
هوش مصنوعی: وقتی به درد و مشکلاتم فکر میکنم، میبینم که هیچکس برای صحبت کردن با من شایسته نیست، پس نمیدانم چه باید بکنم.
هوش مصنوعی: میگویند که محبت کودکانم را از من بگیر، اما من چه کار میتوانم بکنم وقتی ذات و طبیعت من اینگونه است؟
هوش مصنوعی: ای بخشنده، نام مرا در تنهاییام چه میخوانی؟ من که عاشق جمع و محفل هستم، با تنهاییام چه کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.