بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
ریختم بال و پر و آنگه به پرواز آمدم
بحر مالامال دردم و ز دل پر اضطراب
اینک از موج نفس خمیازه پرداز آمدم
آتش شوقم سپند بیقراری کرده بود
ز آن به بزم دوستان بیبرگ و بیساز آمدم
آب رویم خاک اگر بر سر کند از غم رواست
کز در بیطاقتی خود رفته خود باز آمدم
ضعف هجرانم زمینگیر غریبی کرده بود
با پر و بال نفس آخر به پرواز آمدم
روی گردون میخورد سیلی ز استغنای من
بینیاز عالمم تا بر سر ناز آمدم
کس ز تبریزم برون فیّاض ناوردی به زور
من ازین کشور برون بر عزم شیراز آمدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و درد جدایی عاشقانه است. شاعر از خاک پای معشوقی که نگه داشته یاد میکند و به این اشاره دارد که در روز جدایی، تمام امیدها و تصوراتش نسبت به عشقش به اشتباه بودهاند. او به مانند یک آیینه، در روزهای سخت که معشوقش را ترک کرده، تنها به یاد او بوده است. شاعر همچنین از داغ عشق و اشکهایش سخن میگوید و بیان میکند که عشق او به معشوقش گاهی او را بیشتر به درد وا میدارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که امیدهایش در دل مرده است و برای او هیچ چیز جز درد و یاد عشق باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: من به عشق و شوقی که دارم مانند بلبل سرزنده هستم. وقتی که به این احساس نزدیک شدم، همه محدودیتهایم را کنار گذاشتم و آماده پرواز شدم.
هوش مصنوعی: من در دریا و اقیانوسی از درد غرق شدم و از دل پر از نگرانی، اکنون با نفسهای عمیق و خستهکنندهام به سمت تو میآیم.
هوش مصنوعی: عشق و هیجان من به قدری شدت گرفته بود که مانند آتش در دل میسوزد، به همین خاطر به مهمانی دوستانم آمدم، بدون هیچ گونه تزیین و ساز و آواز.
هوش مصنوعی: اگر آب روی من را به خاک بپاشند، از غم ناراحت نیستم، چرا که به خاطر بیتابی خودم، دوباره به خودم برگشتهام.
هوش مصنوعی: عشق و دوری مرا به شدت ناتوان کرده بود، اما در نهایت با تمام تلاشها و ناامیدیهایم، توانستم به آسمان پرواز کنم.
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند مانع من شود و من از همه چیز بینیازم، چرا که با عشق و فخر به دنیا آمدهام و احساس میکنم که شایستگی خاصی دارم.
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانسته از تبریز با نیرویی که من دارم، به جایی دیگر برود و من با اراده خودم از این سرزمین خارج شدم و به سمت شیراز آمدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مجلس انس ترا چون محرم راز آمدم
پیش شمع عشق چون پروانه جان بازآمدم
عشقت آمد در درونم از حجاب خود برون
رفتم و اینجازبهر کشف آن راز آمدم
همچو نی درمجلس تو سالها بودم خموش
[...]
آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم
تنگ شکر بسته و از هند و اهواز آمدم
بیحضور دوست عاشق چون زید در بوستان
در بهشتم خواند زاهد رفتم و باز آمدم
بال و پر بشکسته بودم لیکن از رخنه قفس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.