چون شوقم از اضطراب محظوظ
چون عشق ز پیچ و تاب محظوظ
ناگشته کتان نمیتوان شد
از صحبت ماهتاب محظوظ
در دیدة ما نگیرد آرام
تا چشم تو شد ز خواب محظوظ
بیرون نروی ز خاطر من
چون گنجی ازین خراب محظوظ
تا نام تو زیب هر کتابست
هستیم ز انتخاب محظوظ
گر حرف محبّتی نباشد
نتوان شدن از کتاب محظوظ
فیّاض ز میرزا سعیدم
چون تشنه جگر ز آب محظوظ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر با استفاده از تصاویر و تشبیهات زیبا، عشق خود را به معشوق توصیف میکند. او میگوید که با عشق جانانش، مانند شمع میسوزد و درد و شوقش در او جمع شده است. شاعر از گرما و شدت احساساتش میگوید که به خاطر دوری معشوق، اشکهایش بیپایان ریخته و این کار او را به شدت آشفته کرده است. در نهایت، شاعر از ناتوانی در رسیدن به آرامش صحبت میکند و میپرسد تا کی باید این درد را تحمل کند.
هوش مصنوعی: احساس شوق من به اندازهای از اضطراب لذت میبرد که عشق از پیچ و تابهای خود لذت میبرد.
هوش مصنوعی: بدون تجربه و پیش زمینه نمیتوان از صحبت و دیدار با زیبایی و نور ماه بهرهمند شد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که چشمان تو از خواب بیدار نشود، هیچ چیزی در نگاه ما آرام و قرار نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: دوری تو از یاد من مانند گنجی است که از این ویرانه به من لذت میبخشد.
هوش مصنوعی: نام تو زینتبخش هر کتابی است، و ما از انتخاب تو بهرهمند و خوشحال هستیم.
هوش مصنوعی: اگر سخن محبتآمیزی وجود نداشته باشد، نمیتوان از کتاب بهرهای برد.
هوش مصنوعی: من از وجود میرزا سعید بهرهمند هستم، مانند کسی که از آب گوارا برای رفع تشنگیاش استفاده میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.