گنجور

 
فیاض لاهیجی

عالم رود ز طنطنة نور در سماع

دست ار فشاند آن شجر طور در سماع

آید به ذوقِ نالة مستانه‌ام به بزم

تا خون نغمه در رگ طنبور در سماع

تا دم زدم ز زمزمة اتّحاد دوست

دل یافت ذوق نغمة منصور در سماع

تا طرح جلوه در چمن افکند مست من

آمد ز ذوق غنچة مستور در سماع

گر در بهشت بوی تو گیرد سراغ ما

آید به ذوق جلوة ما حور در سماع

با یاد لیلی ار همه بر نوک دشنه است

مجنون پابرهنه کند شور در سماع

فیّاض تا ز لعل تو در باغ نکته گفت

تاکست در ترانه و انگور در سماع

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

دل مست حیرت و سر پرشور درسماع

موسی به خواب بیخودی وطور درسماع

خلقی به یکدیگر کف افسوس می زنند

خون ازنشاط دررگ منصوردرسماع

جایی که ریگ رقص روانی نمی کند

[...]

حزین لاهیجی

نی می سرود با دل پرشور در سماع

افسانه ای که آمد از آن طور در سماع

فتوا نویس شرع به خونش ترانه سنج

دل از طرب به سینهٔ منصور در سماع

افکنده آتشی به جهان های و هوی من

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه