دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
تکیه بر بستر خون کرده و راحت دارد
مژده ای صبر که از نشئة تاثیر امشب
چهرة صاف دعا رنگ اجابت دارد
بیرخ دوست بود دیدة ما در بر دل
جام آن شیشه که خونابة حسرت دارد
تا سر کوی تو بازار متاع هوس است
خجل آن کس که چو من جنس محبت دارد
ناصح من شده فیّاض چه بیدردست او
دلی از دست ندادست و فراغت دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر نشاندهنده عمق احساسات عاشقانه و دردهای دل شاعر است. او در تصویر سازی از ابرو و کمان معشوقش، به عشق و زیبایی او اشاره میکند و میگوید که حتی اگر سوز درونیاش پنهان باشد، اما همیشه نمایان است. شاعر در ارتباط با دلش میگوید که از شدت احساساتش، دلش مانند سنگ شده و از گریهاش سوراخ سوراخ است. او به آرزوهایش برای رسیدن به معشوق و عدم دسترسیاش به او اشاره میکند و با بهرهگیری از توصیفاتی زیبا، به بیتابی و شوقش برای وصال معشوق میپردازد. در نهایت، شاعر حسرت داشتن عشق و زیبایی معشوق را در دل دارد و میگوید که اگر امکانش بود، از این عشق لذت میبرد.
هوش مصنوعی: امشب قلبم که به خاطر زخمهای تو رنجور است، به روی بستر خونین خود تکیه داده و احساس آرامش میکند.
هوش مصنوعی: خبر خوب این است که با صبر و انتظار، امشب چهره دعا روشن و باطراوت است و به احتمال زیاد مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: چشمهای ما بدون چهرهی دوست، خالی و بیفایده است؛ مانند آن لیوانی که در دلش حسرت و اندوهی به اندازهی خون دارد.
هوش مصنوعی: در مسیر تو، همه به دنبال اشتیاق و خواستههای دل هستند و خجالتزده است کسی که مانند من، عشق و محبت را در دست دارد.
هوش مصنوعی: مشاور من کسی است که به دیگران کمک میکند، اما او خود هیچ دردی را احساس نمیکند و دلی را از دست نداده است. او در زندگیاش آرامش و آزادی دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت دارد
دل شوریدهٔ من شوق وصالت دارد
هر کجا ماه رخی در نظرم می آید
نیک می بینم و حسنی ز جمالت دارد
بینوائی که گدای سر کوی تو بود
[...]
صاحب روی نکو منصب دولت دارد
خاصّه خوبی که نشانی ز مروّت دارد
این همه لطف که در ناصیهٔ خورشید است
ذرّهای نیست ز حسنی که جمالت دارد
گر کسی پیش بتی سجده کند عیب مکن
[...]
مرهم زخم مرا شور محبت دارد
پنبه داغ مرا صحبت قیامت دارد
نیست در آب حیات و دم جان بخش مسیح
این گشایش که دم تیغ شهادت دارد
خرد شیشه دل از سنگ خطر می ترسد
[...]
سیدا میل دلم جانب خلوت دارد
جغد در منزل خود خواب فراغت دارد
خامه بی هنران روی به زینت دارد
سخن بیخبران رنگ حقیقت دارد
غنچه از نسبت لعل تو نزاکت دارد
نمک از پهلوی حسن تو ملاحت دارد
از دل خون شدهٔ من چه نشان می طلبی
آنقدر گم شده در عشق که شهرت دارد
می دهد داد ملاحت ز تبسم لعلش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.