تا ذوق نوا بر لب من جوش برآورد
هر جا سرخاریست ز گل گوش برآورد
از ذوق بغلگیری آن قامت رعنا
هر مو به تنم چون مژه آغوش برآورد
آن شعله که در طور به موسی بنمودند
آخر سر از آن طرف بناگوش برآورد
بیطاقتی آخر ز دل این راز نهان را
فریادکنان از لب خاموش برآورد
یک دم ننشستم ز تکاپوی تو فیّاض
تا خون دلم از کف پا جوش برآورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید. او احساس میکند که غم و اندوهش به شدت اذیتش میکند و حسرت بر دلش نشسته است. از سویی دیگر، در جستجوی امید و ایمان است و به مهر خداوند امیدوار است. او همچنین نشان میدهد که با وجود سختیها و مشکلات، به راحتی میتواند از آنها عبور کند و صبر داشته باشد. در نهایت، او میخواهد از نالههای بی سر و صدا و دردهای پنهانش بگوید، اما میداند که ناامیدی و ضعف نمیتواند او را به عقب برگرداند.
هوش مصنوعی: هر جا که شادی و لذت موسیقی در من جوانه بزند، نشانهای از زیبایی و لطافت وجود دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر شوق و لذت دیدن آن قامت زیبا، بدنم از سر تا پا مانند مژهها به استقبال او درآمد.
هوش مصنوعی: آتش روشنی که به موسی نشان داده شد، در نهایت از همان سمت به او برخورد کرد.
هوش مصنوعی: ناگهان دل از تحمل ناتوان شد و با فریاد، رازی که درونش پنهان بود را از لبهای خاموشش بیرون آورد.
هوش مصنوعی: من هیچگاه از تلاش و کوشش برای تو دست نکشیدم، تا جایی که اشکهای قلبم از پاهایم سرازیر شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق آمد و از سینه من جوش برآورد
گرد از من دل خسته مدهوش برآورد
در گوش گرفتم که دگر مهر نورزم
عشق آمد و این پنبه ام از گوش برآورد
فریاد که آن غمزه افسونگر جادو
[...]
هشیاریم از یاد تو بیهوش برآورد
بیهوشیم از خویش قدح نوش برآورد
هر جا که تماشای رخت باغ نظر شد
حیرت چقدر گل که ز آغوش برآورد
در دیده صاحبنظران موج غبار است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.