چون نیاز ما و ناز او به هم درمیگرفت
سوختن ما از سر و او گرمی از سر میگرفت
ما و او در مجلسی رخساره گلگون داشتیم
کافتاب از حسرت آنجا چهره در زر میگرفت
با عتاب او نیاز گرم ما تابی نداشت
ما ازین میسوختیم او گر زما درمیگرفت
چون ز شرم صوت بلبل در چمن برمیفروخت
غنچه از رشک رخ او تاب اخگر میگرفت
از نسیمی این زمان چون غنچه میغلتد به خون
دل که هر دم بوسهها از نوک نشتر میگرفت
تا کجا در جلوه بودی شب که هر دم تا به صبح
حسرت قد ترا خمیازه در بر میگرفت
آب صاف جدول شمشیر او کم خوردهایم
دل دم آبی گهی از جوی خنجر میگرفت
میتوانستم ازو برداشتن دل یک نفس
گر تغافلهای او از من نظر برمیگرفت
یک تن از آیندگان نگرفت جای رفتگان
آسمان ای کاش دور دیگر از سر میگرفت
مست فیض مشرقی فیّاض شد آنجا که گفت
«گر به شمع کشته میزد آستین درمیگرفت»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعری زیبا، شاعر به جشن نوروز و زیباییهای بهار اشاره میکند. او از شکفتن گلها و بیداری دلها در این فصل صحبت میکند و از نقش ساقی و بادهای که به شور و حال این روزها افزوده، میگوید. شاعر به تبسمی اشاره میکند که به رغم درد و غم جدایی، نشانه امید است. او از زیبایی محبوبش یاد میکند و میگوید که نیازی به باغ ندارد زیرا زیباییها در چهره و خطش میدرخشند. همچنین از شوق و اشکهایش در کنار گلهای بهاری سخن میگوید و در نهایت بیان میکند که حس و خاطراتش از محبت یار موجب سرایش این غزل شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که نیازهای ما و زیباییهای او با هم تلاقی میکند، آتش عشق ما روشن میشود و او نیز از این آتش عشق بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: ما و او در یک مجلس بودیم و صورت زیبای او همچون گل بود. آفتاب به خاطر حسرتی که از آن زیبایی داشت، در آنجا رنگش را به طلا تبدیل کرده بود.
هوش مصنوعی: با خشم و تندخویی او، ما هیچ تحمل و صبوری نداشتیم و از این حال، دلمان میسوخت. اگر او از ما روی برمیگرداند، ما عذاب بیشتری میکشیدیم.
هوش مصنوعی: وقتی بلبل به خاطر شرم آوازش را در باغ سر میدهد، غنچه به خاطر زیبایی او از حسادت قرمز میشود و مانند آتش میدرخشد.
هوش مصنوعی: در این زمان، مانند غنچهای که در باد به چرخش درآمده، دل من از درد و اندوه میغلتد. چراکه هر لحظه بوسهها به نوک زخمهای عمیق مینشینند.
هوش مصنوعی: تو به کجا رفتی که در این شب، هر لحظه تا صبح حسرت دیدار تو در دل من میچرخید و دلم میخواست تو را ببینم؟
هوش مصنوعی: آب زلال و روشنی مانند تیغ تیز او را کم خوردهایم و گاهی دل شاد و امیدوار ما از جوی خنک دچار آسیب میشود.
هوش مصنوعی: اگر او به غفلتهای خود توجه میکرد، میتوانستم به راحتی دلش را بدست آورم.
هوش مصنوعی: یکی از نسلهای آینده نتوانسته است جایگزین کسانی شود که از دنیا رفتهاند. ای کاش بار دیگر فرصتی فراهم میشد تا این مشکلات دوباره بررسی شود.
هوش مصنوعی: در آنجا که گفته شده اگر کسی به شمع آسیب بزند، باید آستینش را جمع کند، نشاندهندهی این است که در برخورد با زیباییها و نعمتهای زندگی باید با احتیاط و حساسیت برخورد کرد. در حقیقت، لذت بردن از فیض و نعمتها نیازمند آگاهی و درک عمیق از ارزش آنهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
کاش این شمع پریشان را کسی سر می گرفت
کوه تمکین و سبکساری کنون هم پله اند
رفت آن موسم که بحر عشق لنگر می گرفت
دیده ابلیس اگر می داشت نور معرفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.