در عشق تو ناله پیشة ماست
گریه ورد همیشة ماست
از یک نگهش ز دست رفتیم
چشم تو هزار پیشة ماست
تا شیشة دل زدیم بر سنگ
هر جا پرییی به شیشة ماست
بیریشه شدیم سبز لیکن
هرجا نخلی ز ریشة ماست
صد کوه به نیم ناله کندیم
این معجز کار تیشة ماست
با ما تا عشق کار دارد
بیکاری کار و پیشة ماست
ماییم هزبر عشق فیّاض
عالم، دربسته بیشة ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از عمق درد و نالههای ناشی از عشق سخن میگوید. او بیان میکند که عشق باعث گریه و دلتنگی دائمی او شده و تنها با یک نگاه معشوق، تمامی هستیاش تحت تأثیر قرار میگیرد. حال او به جایی رسیده که با وجود ریشه نداشتن، همچنان سبز و زنده است و درد عمیقش را مانند کوههای بزرگ میکشد. در نهایت، او تأکید میکند که وقت و کارش تنها به عشق معطوف است و در واقع، خود را اسیر آن میبیند.
هوش مصنوعی: در عشق تو، ناله و افسوس بخشی از زندگی ماست و گریه همیشه همراه ماست.
هوش مصنوعی: به خاطر یک نگاه تو، همه چیز را از دست دادیم، چون چشم تو در ذات خود هزاران هنر و زیبایی دارد.
هوش مصنوعی: ما هر جا که با دل شکستیم و درد کشیدیم، آن جا تصویری از محبوب را در دل خود داریم.
هوش مصنوعی: ما بدون ریشه و بنیادمان سبز شدیم، اما هر جا که نخلهای سرسبز هست، ریشهاش به ما برمیگردد.
هوش مصنوعی: ما با اندکی ناله از صد کوه عبور کردیم؛ این کار شگفتانگیز، حاصل تلاش و قدرت تیر ماست.
هوش مصنوعی: عشق با ما در کار است، بنابراین بیکاری و بیکاری شغل و حرفه ما به حساب میآید.
هوش مصنوعی: ما سرشار از عشق و لطف هستیم، و دنیای ما به روی همه بسته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.