|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به زیبایی لب عاشقش اشاره میکند که همچون غنچهای شکفته است. او بیان میکند که گفتههایش دیگر ناگفته مانده و همچنین به شخصی اشاره دارد که از حال و روز فایز آگاهی دارد، زیرا او روزگاری در پی دلش رفته است.
هوش مصنوعی: لبانش مانند غنچهای شکفته است و سخنانم دیگر ناگفته باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: کسی از وضعیت فایز اطلاع دارد که روزی دلش به دنبال چیزی رفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به عشق اندر چو مست آشفته باشد
ز ناخفتش به سان خفته باشد
همان به کاین سخن ناگفته باشد
شوم من مرده و او خفته باشد
بود روزی که این شب رفته باشد؟
شبی باشد که چشمم خفته باشد؟
تو چیزی نظم کن ناگفته باشد
دری آور که او ناسفته باشد
بصحبت در کنارت خفته باشد
سخنها در ضمیرت گفته باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.