|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و شیرینی دوران جوانی اشاره میکند و آرزو دارد که کاش دوران جوانی به خرید و فروش و تجارت خوش گذشتهای تبدیل میشد. او جوانی را به عنوان بهشتی شیرین توصیف میکند، ولی نمیداند که دوزخ پیری در کجا قرار دارد.
هوش مصنوعی: ای کاش جوانی فقط به خرید و فروش محدود بود، زیرا تا اینجا، این دوران شیرینی داشته و ارزشمند است.
هوش مصنوعی: جوانی زمانی زیبا و خوشحال بود، اما نمیدانم در دوران پیری، عذاب و رنج کجا خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز رخشانی چو خورشید سما بود
خراج شام یک سالش بها بود
دلش گر چه به شیرین مبتلا بود
به ترک مملکت گفتن خطا بود
مرا گر کشتئی گوهر ترا بود
مرا از دست دادی بس خطا بود
برفت آن دل که با صبر آشنا بود
چه می گویم، نمی دانم کجا بود؟
همه شب دیده ام خفتن نداده ست
که بوی گلرخ من با صبا بود
ازان بر گل زند فریاد بلبل
[...]
زمانِ خواجه وقتِ استوا بود
که از هر ظِلّ و ظلمت مصطفا بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.