|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم ناشی از دوری معشوق صحبت میکند. او احساس میکند که جدایی از محبوبش باعث شده که قلبش از درد پر شود و اشکش به رنگ لاله درآید. در نهایت، شاعر به آرزوها و امیدهایی اشاره میکند که برای رسیدن به محبوبش داشته است.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری از چهرهات بسیار غمگین و شکسته شده است و اشکهایم همچون گلهای لاله که سرخ و زیبا هستند درآمدهاند.
هوش مصنوعی: من عمرم را صرف آرزوها و امیدها کردم و حالا با خود میگویم، ای فایز! نتیجهاش چه شد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهان بر چشم ویرو تیرهگون شد
ز خشم شاه چشمش همچو خون شد
دلش از دست رفت و سرنگون شد
غلط کردم چه گویم من که چون شد
مرا گویی: دل از لعل تو خون شد
چو لعلم را بدیدی حال چون شد؟
ولی یوسف ز طور خود برون شد
به اقلیم بقا شوقش فزون شد
چو از این سو دل احباب خون شد
از آن سو حال شیرین بین که چون (شد)
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.