ز تیغ ناز و ز تیر غمزه زنی به جانم چو زخم کاری
دگر چه پرسی که دردت از کیست آهت ز چیست زاری
جفا و جورت که بیشمار است جز این نگویم جز این ندانم
که این حزین را چرا ز یاری ز عاشقانت نمیشماری
اگر بدانم ز مهربانی کنی به مرگم تو شادمانی
قسم به حاجت که مینمایم به خاک پای تو جانسپاری
فغان که یارم بود نگاری که میندارد ز ظلمکیشی
جفا و خواری ز مهر و یاری ستم شعاری ز دوستداری
مراست خاقان دو دیده تر از این که جانان بپرسد از من
تو آه و زاری ز کیست داری سرشک خونین ز چیست باری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.