بیتو تا کی خون فشاند چشم خونبار این چنین
هیچ کس یا رب مبادا همچو من زار این چنین
حرف قتلم دوش در پیشت رقیبان گفتهاند
بشنو از من مشنو از ایشان مکن کار این چنین
در فراق خود مرا ای یار با چندین نعت
از برای خاطر اغیار مگذار این چنین
دل ربود از کف مرا و با دو صد خواری شکست
دوستان دیده است کس بیحرم دلدار این چنین
کی تواند گفت خاقان ترک عشقت در جهان
گر تو ترک دوستان کردی به یک بار این چنین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق و ضیق خاطر ناشی از جدایی معشوق سخن میگوید و به حال زار خود اعتراف میکند. او اعتراض میکند که دیگران دربارهاش صحبت میکنند ولی درک واقعی او از این رنجها را نمیفهمند. همچنین، نکوهش میکند که دلش به خاطر عشق معشوق شکسته و بهای سنگینی برای این عشق پرداخته است. در پایان، شاعر تاکید میکند که نمیتوان عشق خود را به سادگی فراموش کرد، حتی اگر معشوق دلبستگی را رها کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این منم یارب ز درد عاشقی زار این چنین
کس مبادا در جهان هرگز گرفتار این چنین
ای که می بینم تو را اکنون عنان دل به کف
حال من بین دل مده از دست زنهار این چنین
نی ز بختم روی یاری نی ز یار امید لطف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.