مرا ننگ است در هجران تو از جان شیرینم
شب مرگ است آن روزی که بیوصل تو بنشینم
دم مرگ است و میخواهم که آیی بر سرم یک دم
حیات جاودان یابم اگر آیی به بالینم
من از دستت نمینالم تو ای بیداد گر یارب
چه گویی گر ببینی روز محشر خشم خونینم
حرامم باد بیروی تو یک دم در جهان شادی
بساط خوشدلی چیدم به هجران تو برچینم
ز صید انداختن خاقان نیاساید تماشا کن
به عزم صید هر دم میکند پروا ز شاهینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.