نتیجه خلف دهر میرزا قاسم
زهی به ذات تو زیبنده نغز کرداری
در آن دیار که خلقت صلای مرهم زد
به خون طپد دل رنجش ز زخم پیکاری
شراب ناب وفا جوشد از دلت به مثل
به دست قهرش اگر ز امتحان بیفشاری
همان شراب کز آن آسمان کینهفروش
به مهربانی سازد بدل ستمگاری
مهین برادر خلق خوشست خوی تو لیک
مراست خویی فرزند خاطرآزاری
شنیدم آینهات را به دست زنگ سپرد
زبان هرزهدارایم به هرزه گفتاری
محبت من و تو خانهزاد یک صدفند
نه هر صدف صدف لجه وفاداری
روا مدار که این آبدار گوهرها
شکسته گردد ز آسیب سنگ قهاری
قسم به قاسم ارزاق و رازق دادار
که ختم گشته بر او رازقی و داداری
به عزت تو که در بارگاه رد و قبول
عزیز مصر وفا گشته از نکوکاری
به عقل لاشه مزاجم که در عروج ونزول
بالی جهل فتد با همه سبکباری
که هر چه رفت مرا بر زبان ز جوش درون
تو آش چو حرف طلب ناشنیده انگاری
میانه من وتو خود برادری ازلیست
خلاف حکم ازل گر کنی تو مختاری
به غایتیست میان و من و تو یکرنگی
که هم تو خود گنه آمرز وهم گنهکاری
من از خجالت موج سراب عذر شدم
تو ابر لطفی وقت است اگر همیباری
هزار جرم به یک عفوت ار کرم سنجد
هنوز کفه عفوت کند گرانباری
تراست دوست به حدی که از هزار فزونست
که از هزار یکی را تو دوست بشماری
ولی به کعبه انصاف میدهم قسمت
که در خلوص عقیدت یکی چو من داری؟
همیشه تا که بود رسم عذر بعد گناه
به کام خلق تو بادا جهان غفاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر "نتیجه خلف دهر" اثر میرزاقاسم، بیانگر احساسات عمیق و فراق عاطفی است. شاعر با نغزگویی و زبان زندهی خود، به زیباییهای وفا و محبت اشاره میکند و از زخمهای ناشی از جدایی و دشمنیهای زمانه سخن میگوید. او به عشق و خلوص رابطهاش با معشوق میپردازد و یادآور میشود که محبت واقعی فراتر از گناه و اشتباهات است. در نهایت، شاعر به میانهروی و عذرخواهی در روابط انسانی تأکید کرده و بر احترام و محبت در تعاملات زندگی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: نتیجهی آنچه زمان به وجود آورده و میرزا قاسم در آن نقش دارد، به خاطر ویژگیهای خوب و نیکویی که در تو هست، بسیار زیبا و دلنشین شده است.
هوش مصنوعی: در آن سرزمین که خلقت به کمک و تسکین آمده، دلهایی پر از رنج و درد از زخمهای جنگ و نبرد هنوز در حال نبض زدن هستند.
هوش مصنوعی: اگر از دل تو وفای واقعی به جوش بیاید، مانند شراب ناب، حتی در برابر سختیها و امتحانات زندگی نیز قهر و خشم را کنار میگذارد.
هوش مصنوعی: شرابی که از آسمان پر از کینه نازل میشود، میتواند با مهربانی، دل ستمگران را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: برادر عزیز، تو دارای خلق و خوی نیکو و خوشی هستی، اما من به خاطر ناپسندیهایی که در خود دارم، به نوعی آزاردهنده هستم.
هوش مصنوعی: گفتههایم را به زشتی میزنم و به مردم توهین میکنم، در حالی که آینهی تو را به دست زنگزدهای سپردهام.
هوش مصنوعی: محبت ما مانند یک گوهر باارزش است که در دل یک صدف خاص و عمیق، یعنی وفاداری، قرار دارد و نه هر صدفی. این عشق به عمق و اصالت خاصی تعلق دارد که در برابر هر چیز دیگری قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اجازه نده که این جواهرات باارزش بر اثر ضربات سنگین آسیب ببینند و خراب شوند.
هوش مصنوعی: به خدا قسم، به روزیدهنده و رازق بزرگ که هیچ کس بعد از او روزی نخواهد داد و عدالت و روزیدهی او تمام شده است.
هوش مصنوعی: به بزرگی تو، که در دربار عزیز مصر، همچنان که در کار نیکوکردن وفادار ماندهای، مورد احترام و قبول قرار گرفتهای.
هوش مصنوعی: من به درک و فهم خود میگویم که برای هر درد و مشکل جسمیام، تا زمانی که در حال صعود و سقوط هستم، نادانی نمیتواند مرا از بار مشکلاتم رها کند، حتی اگر سبکبار هم باشم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که من از دل خودم گفتم، مانند آش میماند که میخواستهام برایت بگویم، اما تو انگار هیچکدام از آن حرفها را نشنیدهای.
هوش مصنوعی: در میان من و تو رابطهای عمیق و ازلی وجود دارد که برخلاف قوانین طبیعی و سرنوشت است. اگر تو بخواهی میتوانی بر این روابط غلبه کنی و انتخابهای خود را داشته باشی.
هوش مصنوعی: در میان من و تو، یکسانی و شباهتی وجود دارد که باعث میشود هم تو خطاهایت را ببخشی و هم خودت گنهکار باشی.
هوش مصنوعی: من از خجالت مثل سراب، عذرخواهی میکنم. تو بخاطر لطفی که داری، اگر هنوز میخواهی، میتوانی بر من رحمت بیاوری.
هوش مصنوعی: اگر هزار گناه را با یک بخشش سنجیده کنیم، باز هم سنگینی بخشش بیشتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: دوستت را به حدی دوست دارم که هیچ چیزی نمیتواند جایگزینش شود، حتی اگر هزاران نفر دیگر در زندگیام باشند، تو را از میان همه آنها انتخاب میکنم.
هوش مصنوعی: من به کعبه انصاف میدهم که آیا در خلوص ایمان و اعتقادت، کسی به پاکی و صداقت من هست؟
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که سنت بر این بوده که پس از ارتکاب گناه، عذرخواهی پیش کشیده شود، امیدوارم که مردم در این عالم مورد رحمت و بخشش قرار بگیرند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا به ناله و زاری همیبیازاری
جفای تو بکشم زانکه بس سزاواری
تو را به جان و تن خویشتن خریدارم
مرا به قول بداندیش میبیازاری
به جان شیرین مهر تو را خریدارم
[...]
نبود چون تو مَلِک در جهان جهانداری
نیافرید خدای جهان تو را یاری
خجسته آمد دیدار تو به عالم بر
خدایگان چو تو باید خجسته دیداری
تو راست مُلک و سزاوار آن تویی به یقین
[...]
ز عشقت ای عمل غمزهٔ تو خون خواری
بسی کشید تن مستمند من خواری
مراست عیش دژم تا شدی ز دست آسان
چگونه عیشی؟ با صد هزار دشواری
بدان دو چشم دژم عیش من دژم خواهی
[...]
در آی جانا با من به کار اگر یاری
وگرنه رو به سلامت که بر سر کاری
نه همرهی تو مرا راه خویش گیر و برو
تو را سلامت بادا مرا نگوساری
مرا به خانهٔ خمار بر بدو بسپار
[...]
اگر مدیحت گویم نیابم از تو عطا
وگر نگویمت از من همی بیازاری
اگرت گویم بخل واگر نگویم خشم
چه عادتست که تو میرخواره زن داری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.