تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
سایه پرورد همایند مگس نشناسند
داد ازین شعله مزاجان که چو مرهم گردند
سینهای ریشتر از سینه خس نشناسند
نفس سوختگان شعله طورست ولیک
شعله طور ندانند و نفس نشناسند
یاد آن قافله کز غم چو حدی ساز کنند
ناله خویش ز فریاد جرس نشناسند
شکرستان نیازند جگر سوختگان
وای اگر لذت پابوس مگس نشناسند
مصرعصمت چه دیاریست که خوبان آنجا
صورت خویش در آیینه کس نشناسند
طرفه رمزیست فصیحی که به گلزار جهان
بلبلان جمله قفسزاد و قفس نشناسند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان مفاهیم عمیق عاشقانه و روحانی میپردازد و از تلخی و درد ناشی از جدایی و ناآگاهی انسانها نسبت به لذتهای واقعی سخن میگوید. او اشاره میکند که افرادی که به درد و رنج عمیق دچارند، نمیتوانند مزه لذتها را بچشند و همیشه در غم و اندوه به سر میبرند. همچنین از سایههایی که در زندگی به دنبال خوشیهای ظاهری هستند، یاد میکند و میگوید که آنها حقیقت عشق و زیبایی را درک نمیکنند. در نهایت، شاعر به زیباییهای عالم و عشق والای الهی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که بسیاری از افراد از درک این مفاهیم بازماندهاند.
هوش مصنوعی: کسانی که تلخیها را تجربه کردهاند، نمیتوانند طعم شیرینیهای آرزو را بچشند و تنها آنها که در سایه نعمتها زندگی میکنند، میتوانند به خوشیها دست یابند.
هوش مصنوعی: این جمله به احساساتی اشاره دارد که مانند شعلههای آتش درون انسان زندهاند و میتوانند به رنجها و دردهای قلبی مرهم بگذارند. اما در عین حال، کسانی که درک عمیقی از این دردها ندارند، نمیتوانند به سنجش و فهم رنجهای دیگران بپردازند. در واقع، این کلام بر این نکته تأکید دارد که بعضی از دردها و رنجها برای برخی افراد ناشناخته میمانند.
هوش مصنوعی: نفس هایی که به عشق و شوق میسوزند، مانند آتش بیابان هستند، اما آن آتش نمیداند که چه کسی میسوزد و نفسها نیز یکدیگر را نمیشناسند.
هوش مصنوعی: یاد آن گروهی میافتم که از غم و درد، صدای خود را به ناله تبدیل میکنند و در این میان، صدای زنگ جرس را نمیشنوند.
هوش مصنوعی: در دنیای نیاز و درخواست، افرادی که دگیر از عواطف و احساسات آسیب دیدهاند، به شدت نیازمند محبت و پذیرش هستند. افسوس که اگر این افراد نتوانند حتی کوچکترین لذتی مثل احترام به دیگران را درک کنند، زندگی را سخت میگذرانند.
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف مکانی است که در آن افراد نیکوکار و خوب، چهرهی واقعی خود را در آینه نمیشناسند. به عبارت دیگر، در آن دیار، زیبایی و خوبی آنقدر بروز دارد که افراد متوجه ماهیت واقعی خود نمیشوند. این مکان به نوعی از فضیلت و کمال پر شده است که در آن، شناخت واقعی از خود و دیگران دشوار به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: به نوعی زیبایی و حرفهای رسا در دنیای ما وجود دارد که پرندگان عاشق و آزاد، همگی در قفس زندگی میکنند و از آزادی واقعی خود بیخبر هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.