جان بیرخ تو درد دل غمزده داند
ماتمزده حال دل ماتمزده داند
پی بردهام از عشق به جایی که ره آنجا
دیوانه پا بر سر عالم زده داند
این ذوق پیاپی که مرا از می عشق است
در بزم بلا جام دمادم زده داند
ز آن طره بر هم زده آشفتهدلان را
حالیست که آشفته برهم زده داند
کوه غم فرهاد ز من پرس فصیحی
کاندوه دل غمزده را غمزده داند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان دردهای عاشقانه وغمناک شاعر میپردازد. شاعر از محبت و عشق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را در مورد معشوق به تصویر میکشد. او به وضوح حس میکند که این عشق درد و رنجی ابدی به همراه دارد. همچنین اشاره میکند که با وجود این آلام، عشق او به معشوق او را به حالت آرامشی خاص میرساند. به طور کلی، شعر حالت عاطفی و غمگینی را به نمایش میگذارد که در دل عاشق وجود دارد و بیانکننده کشمکشهای درونی اوست.
هوش مصنوعی: جان بدون حضور تو، میداند که دل غمگین چه دردی دارد. حال دل غمگین نیز برای خودِ غمگین مشخص است.
هوش مصنوعی: من از عشق به درک عمیقتری رسیدهام؛ جایی که فقط دیوانگان میتوانند پا بر جای گذاشته و خود را در آن مکان خاص اثبات کنند.
هوش مصنوعی: این لذت مداوم که در اثر عشق به من منتقل میشود، در میخانهای که پر از دشواریهاست، همچنان به من مشروباتی میدهد.
هوش مصنوعی: موهای پریشان او سبب به هم ریختن و آشفتگی دلهای عاشق شده است، حالتی در آنان پدید آمده که خود نیز از این آشفتهحالی آگاهند.
هوش مصنوعی: کوه غم، فرهاد از من بپرسید که آیا کسی میتواند حال دل غمزده را خوب درک کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.