گر نقاب از رخ بگیری آفتابم میکشد
ور گذاری این چنین رشک نقابم میکشد
شعلهام وز تشنگی بیتاب ای پیر مغان
آتشی داری کرم فرما که آبم میکشد
بس که گلزار دلم از تشنگی شد شعلهزار
غرقه دریایم و شوق سرابم میکشد
آرزوی دوزخم در آبش عصیان فکند
ای خدا رحمی که هجران عذابم میکشد
بر سر بازار رعنایی فصیحی روز و شب
خود فروشیهای ماه و آفتابم میکشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات بیانگر احساس شدید عاشقانه و longing شاعر هستند. شاعر به معشوق خود میگوید که اگر نقاب از چهرهاش بردارد، او که همچون آفتاب است، او را میکشد. او از تشنگی و آتش عشق رنج میبرد و از پیر مغان (شخصی دانا و راهنما) درخواست میکند که به او کمک کند. دل شاعر به شدت تشنه محبت است و احساس درد و هجران میکند. نهایتاً، او به بازار زیباییها اشاره میکند و احساس میکند که زیباییهای دنیا همچون ماه و آفتاب، او را به سمت خود میکشند و در عین حال عذاباش میدهند.
هوش مصنوعی: اگر تو نقاب از چهرهات برداری، من مانند آفتاب تابان میشوم و نور میافروزم. اما اگر به همین شکل بمانی، حس حسادت و محبت به تو در من بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: من در آتش اشتیاق و تشنگی میسوزم. ای پیر مغان، آیا تو آتشی داری که با لطفی که از تو انتظار دارم، بتوانم از این تشنگی رهایی یابم؟
هوش مصنوعی: به خاطر شدت عطش، دلم مانند باغی شعلهور شده است. من در دریایی غرق شدهام و اشتیاق به سرابهای خیالی، مرا به سمت خود میکشاند.
هوش مصنوعی: در آرزوی معشوقم غرق شدهام و به شدت احساس نارضایتی و سرکشی میکنم. ای خدا، رحم کن، زیرا دوری از او به شدت مرا میآزارد.
هوش مصنوعی: در میدان زندگی، زیبایی و جذابیت کلام و کلمات من، مانند تابش نور ماه و آفتاب، همواره مرا به فروش میرساند و جلب توجه میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.