کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
شبخون کفر بر سپه مذهب آوریم
زلفت اگر مدد کند از دست آفتاب
گیریم جیب صبح و به سوی شب آوریم
تا سالها به خون نطپد ناله در جگر
رخصت نمیدهند که سوی لب آوریم
نالش خوش است اگر همه از جور دوست است
کو لب که رو به زمزمه یارب آوریم
همچشم ماست چرخ فصیحی درین چمن
تا هر شب از سرشک به رخ کوکب آوریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از شوق و اشتیاق به میکده و عشق سخن میگوید. او میخواهد با زلف محبوبش، روشنایی صبح را در دل شب بگستراند و از غمهای درون بکاهد. شاعر اشاره دارد که سالهاست نالههای دلش، به خاطر عشق، در جگرش میتپد و نمیتواند به محبوبش نزدیک شود. او همچنین از زیباییها و دلانگیزیهای چمن و ستارهها سخن میگوید و به دنبال لبخندی است که بتواند زخمهای دلش را التیام بخشد. به طور کلی، این اشعار بیانگر تمایل شاعر به عشق، شگفتیهای طبیعت و تضادهای درونی اوست.
هوش مصنوعی: دل را پیدا کن که به میکده بریم و در آنجا شجاعانه با باورهای خشک مذهبی مبارزه کنیم.
هوش مصنوعی: اگر زلفت به ما کمک کند، میتوانیم نور خورشید را در جیب صبح جمع کنیم و به سمت شب ببریم.
هوش مصنوعی: برای مدت طولانی، درد و اندوه در دل میماند و اجازه نمیدهد که ما به سمت لبانمان بیاوریم و چیزی بگوییم.
هوش مصنوعی: اگر همه از ظلم و بیمهری دوست شکووه کنند، ناله ایشان زیبا و دلنشین است؛ چون که ما نیز به آنها خواهیم پیوست و در دل خواهیم گفت: "یا رب!"
هوش مصنوعی: چرخش افلاک و تغییر فصلها برای ما مانند چشمی است که به این باغ زیبا نگاه میکند. هر شب با اشک چشمانمان، ستارهها را به چهرهمان میکشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.