شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
صد بیابان سرشک از مژهای طی کردیم
عشق میخواست قدح در خور خمیازه خویش
ز اشک حسرت مژهواری به فسون میکردیم
در ره ناله ما کوس هوس داشت کمین
ما نهان از نفس این زمزمه با نی کردیم
در زه خود سفر دور تو تا آینه است
تو چه دانی که چهسان بادیهها طی کردیم
شکر ناکرده وفاهاش فصیحی تا چند
یاد افسانه طرازی جم و کی کردیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و دردناک خود از عشق میپردازد. او از شبهایی سخن میگوید که در جستجوی عشق و معشوق، دورانی بیحاصل را گذرانده و با اشکهای خود بیابانها را طی کرده است. عشق مورد نظر او به گونهای است که در دلش حسرت را ایجاد کرده و در مسیر این عشق، نالهها و زمزمههایی سر میدهد. شاعر به سفر دوری که به خاطر معشوق کرده، اشاره میکند و به یادآوری وفاها و افسانههای زیبای عاشقانه میپردازد. در نهایت، این شعر حاکی از درد و شوق عمیق عاشق و چالشهایی است که در راه عشق متحمل شده است.
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که ما در تلاش برای زیبایی و عشق بودیم، قطرات اشک مانند صد راستای بیابان از چشمان ما سرازیر شد.
هوش مصنوعی: عشق میخواست که در هنگام خمیازهام، جامی پر از شراب بنوشم و با اشکهای حسرت، چشمانم را به جادو و سحر وا کنم.
هوش مصنوعی: در مسیر نالههای ما، آرزوی ما در کمین است و پنهان از نفس خود، این زمزمه را با نی سر میدهیم.
هوش مصنوعی: در سفر به سوی تو، چنان راهی را پیش رو داریم که انگار در آینه خود را میبینیم. تو نمیدانی که ما چه مسیری را با سختی و مشقت طی کردهایم.
هوش مصنوعی: تا کی باید به یاد داستانهای قدیم از وفای شیرین و زیبا صحبت کنیم، بدون اینکه آن را شکر گزاریم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.