وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیدهایم
یک گلستان داغ از هر نوک خارش چیدهایم
یک تبسم غنچه امید ما نوبر نکرد
گویی از گلزار پیش از نوبهارش چیدهایم
قیمت دشت محبت را فرامش چون کنیم
ما که داغ از برگ برگ لالهزارش چیدهایم
این گل سیراب یعنی دیده دایم خرم است
گویی از گلزار رخسار نگارش چیدهایم
لاله دل فصیحی ز ابر محنت تازه دار
کز زمین غم برای یادگارش چیدهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ غم و اندوهی است که از زیباییهای طبیعت و زندگی به دست آمده است. شاعر به عشق و محبت اشاره میکند و میگوید که در دل خود داغهایی از فقدان و درد را دارد. از یک سو، زیباییهای گلها و گلستانها را توصیف میکند و از سوی دیگر، اشاره به غم و اندوه ناشی از فقدان و جدایی دارد. او به رابطهٔ میان عشق و درد اشاره میکند و به نوعی این تجربهها را یکدیگر مرتبط میداند. در نهایت، زیباییها به نوعی یادآور غمهای عمیق و یادگارهای تلخی هستند که در زندگی انسانها وجود دارد.
هوش مصنوعی: در زمان غم و اندوه، خوشحالیم که از بهار و باغ، یک گلستان داغ ساختهایم و از هر یک از تیغهای آن، گلهایی چیدهایم.
هوش مصنوعی: یک لبخند کوچک، نشانهای از امید ما نیست؛ انگار که گل را از باغی چیدهایم که هنوز بهار آن نرسیده است.
هوش مصنوعی: چطور میتوانیم هزینه محبت را نادیده بگیریم، وقتی که ما از هر برگ لالهزارش زخم و غمی بر دل داریم؟
هوش مصنوعی: این گل که شاداب و سرحال به نظر میرسد، نشانهای از این است که نگاه ما همیشه شاد و خوشحال است. انگار که زیبایی و طراوت را از چهرهی کسی که دوستش داریم، گرفتهایم.
هوش مصنوعی: یک لاله زیبا به نشانهٔ دل شکسته و داغ دیدهایم که در میانهٔ باران غم و اندوه رشد کرده و از زمینی پر از درد و مشکل برداشت کردهایم تا یادگاری از آن باقی بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.