بیا که عرصه میخانه عشرت آبادست
ز ساحتش خس اندوه رفته بر بادست
کتابه در عالیش این رقم کین در
بآنکه از دو جهان رو نتافت نکشادست
ز تاق مرتفعش این صدا رسید به گوش
«بیا که قصر امل سخت سست بنیادست »
به سوی مغبچه رندانش را خطاب که خیز
«بیار باده که بنیاد عمر بر بادست »
سرور نغمه گرش اینکه داد عیش دهید
به نقل و باده که کار زمانه بیدادست
سبو ز غلغل می کرده این ندا که بنوش
قدح که دیر کهن را بسی چو تو یادست
به جلوه ز آئینه جام چهره مقصود
که هست کشته باو چشم هر که افتادست
بدار ساقی ازان جام می که شد عمری
کز اشتیاق ویم کار آه و فریادست
که مست گشته کنم ترک خویش چون فانی
هرانکه مست خراب این چنین شد آبادست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به شادی و زندگی در مقام میخانه و لذتهای آن اشاره دارد. گوینده از زیباییهای میخانه و تاثیر مثبت آن بر دل و روان صحبت میکند و بر این نکته تأکید میکند که زندگی کوتاه است و باید از آن لذت برد. او به ساقی درخواست میکند که شراب بیاورد تا از غم و اندوه رهایی یابد و به مستی و شادی بپردازد. شعر به نوعی به ناپایداری دنیا و لزوم بهرهبرداری از لحظات حال، به ویژه از طریق عشق و شادمانی، میپردازد و نشان میدهد که انسانها باید به زندگی پرشور و خوشحال نزدیک شوند.
هوش مصنوعی: بیا که حال و هوای میخانه به شادی و رهایی پر شده است و غم و اندوه از این مکان رفته و نابود شده است.
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که نوشته یا کتب در سطح بالای خود، نشاندهنده این است که شخصی که از دو جهان (دنیا و آخرت) روی برنگردانده و در پی علم و حقیقت باشد، در واقع به راهی رفته که به او بهای بالایی میدهد و او را گشوده و آزاد میکند.
هوش مصنوعی: از بالای این بنا صدایی به گوش میرسد که میگوید: «بیا و ببین که این قصر که در رویاها ساختهایم، بنیادش خیلی سست و ناپایدار است.»
هوش مصنوعی: به سوی جوانان شاداب و خوشگذران میگوید که بلند شو و بیا، چون عمر ما در حال سپری شدن است و باید از زندگی بهرهبرداری کنیم.
هوش مصنوعی: این شاعر به لذت و خوشی در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که در شرایط سخت و ناگوار زمانه، بهتر است از شادی و خوشیها غافل نشویم و از نعمتهای زنده بودن بهرهمند شویم. به عبارت دیگر، با وجود مشکلات، باید از لحظات خوب استفاده کرد و به جشن و شادی پرداخت.
هوش مصنوعی: دستگاه شرابخوری به صدا درآمده و میگوید که بنوشید، زیرا یاد و خاطراتی از روزهای گذشته همچنان وجود دارد و به یادآوری آنها بیدلیل نیست.
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که زیبایی و جلوهای که در آئینه دیده میشود، همان چهره معشوقی است که در نگاه هر کسی که به آن چشم دوخته، او را مجذوب خود کرده و گویا او را کشته است. به بیانی دیگر، این زیبایی آنقدر تأثیرگذار است که هر کسی که آن را ببیند، تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، از آن جام می برایم بریز که سالها به خاطر اشتیاق و عشق به می، فقط در حال ناله و فریاد بودهام.
هوش مصنوعی: من میخواهم که مانند فانی، خود را در مستی غرق کنم و از ترک خویش بیخبر شوم. چون هر کسی که چنین مست و خراب باشد، در حقیقت شکوه و آبادانی را در درون خود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهان و کار جهان سر بسر همه بادست
خنک کسی که ز بند زمانه آزادست
ثبات نیست جهان را به ناخوشی و خوشی
که او به عهد وفا سخت سست بنیادست
گلی به دست که دادست روزگار بگو؟
[...]
خدا یگان شریعت پناه اهل هنر
که امر جزم ترا روزگار منقادست
زمین ز حلم تو در آرزوی تو قیرست
خرد ز کلک تو در انتظار ارشادست
چو در معانی ذات تو می کنم فکرت
[...]
جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
چرا ز باد مکافات داد و بیدادست
به باد و بود محمد نگر که چون باقیست
ز بعد ششصد و پنجاه سخت بنیادست
ز باد بولهب و جنس او نمیبینی
[...]
هر آن نصیبه که پیش از وجود ننهادست
هر آن که در طلبش سعی میکند بادست
سر قبول بباید نهاد و گردن طوع
که هرچه حاکم عادل کند نه بیدادست
کلید فتح اقالیم در خزاین اوست
[...]
مباش بندهٔ آن کز غم تو آزادست
غمش مخور، که به غم خوردن تو دلشادست
مریز آب دو چشم از برای او در خاک
که گر بر آتش سوزنده در شوی بادست
کجا دل تو نگه دارد؟ آنکه از شوخی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.