هر که در کوی مغان رفت گرفتار بماند
پای در لای میش بر در خمار بماند
دل بشد تا خبر از جانب دلدار آرد
بیخبر گفت که زود آیم و بسیار بماند
آمدند اهل تماشا ز سوی مغبچگان
دل ما بود که در دیر مغان زار بماند
زخم عشاق همه روی برآورد ز وصل
دل مهجور من شیفته افکار بماند
از خمار ار سرو تن برهنه ام عیب مکن
زانکه در میکده نی خرقه نه دستار بماند
بت من رفت ولی در دل من نقش به بین
که درین بتکده چون صورت دیوار بماند
شاید ار دفع تحیر کندش دور قدح
هر که در حیرت این گنبد دوار بماند
راقم هیأت نه دایره مینایی
چه طلسمات که در گردش پرگار بماند
خواست فانی که به وصل تو نویسد ورقی
روی بنمودی و دست و دلش از کار بماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر اشاره میکند که هر کسی به دنیا و میکده عشق وارد شود، به نوعی در آن گرفتار میشود و دل او از امید وصال معشوق بیخبر میماند. او نشان میدهد که عشق و جدایی باعث زخم عاطفی در دل عاشقان شده و آنها را در چنگال درد نگه میدارد. شاعر میگوید که حتی وقتی محبوب از او دور میشود، تصویر او در دلش باقی میماند. در نهایت، شاعر آرزو دارد که لحظهای به وصال محبوب برسد، اما همچنان در انتظار و حیرت به سر میبرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به محفل و عشق و حال مغان قدم بگذارد، در آنجا گرفتار میشود و نمیتواند از آنجا بیرون بیاید. او مانند کسی است که پایش در لای درختان میش افتاده و نمیتواند به راحتی حرکت کند.
هوش مصنوعی: دل از دست رفت و امیدی به خبر از سوی محبوب باقی نماند. بیخبر گفت که به زودی میآید و مدت طولانی درنگ خواهد کرد.
هوش مصنوعی: جمعی از تماشاگران و علاقهمندان به زیباییها به سمت ما آمدند، اما دل ما همچنان در جستجوی محبت و زیبایی از آن مغبچگان باقی مانده و در میدان عشق و شور، غمگین و دلتنگ است.
هوش مصنوعی: زخمهای عشق همه از دست محبوبانی است که بر دل ماندهاند. دل من که دور از وصالش است، همچنان مجذوب افکار و احساسات عشق خود باقی مانده است.
هوش مصنوعی: از حالت مستی و زیبایی اندامم عیب نگیر، زیرا در میکده نه لباس پشمین باقی مانده و نه دستاری بر سر دارم.
هوش مصنوعی: معشوق من رفت، اما در دل من هنوز تصویرش باقی مانده است؛ مثل اینکه در این معبد، تصویر او همچنان بر دیوار باقی مانده و فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: شاید اگر کسی از دور مشغول نوشیدن شراب شود، بتواند از سردرگمی و حیرت بیرون بیاید، اما آن کسی که در این گنبدی که دائم در حال چرخش است باقی بماند، همچنان در حیرت خواهد ماند.
هوش مصنوعی: نویسنده از شکلگیری و طراحی دایرهی مینایی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که این دایره به دلیل وجود طلسمها و رازهای پیچیدهای که در گردش پرگار نهفته است، قادر به باقی ماندن و استمرار نیست. به عبارتی، به کارگیری دقت و معنای عمیق در این طراحی به وسیلهی چالشهای پیچیدهای که در آن وجود دارد، تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: آرزو داشت که با وصال تو، صفحهای بنویسد، اما با دیدن تو، دست و قلبش از کار افتاده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که در حلقهٔ زلف تو گرفتار بماند
همچو من سوخته و خسته دل و زار بماند
دل من، کو گرو مهر ببرد از همه کس
از دغا باختن چشم تو عیار بماند
عمر من در سرکار تو رود، میدانم
[...]
تو برفتی و دل خلق جهان زار بماند
تا قیامت به فراق تو گرفتار بماند
زاتشین آه دل سوختگان تا به ابد
دودها در خم این گنبد دوار بماند
اهل توحید که بی مرشد کامل گشتند
[...]
طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند
خار حسرت ز رخت در دل گلزار بماند
آنکه ره جانب او رفت دگر باز نگشت
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
زاهد بیخبر از سرزنشم دست نداشت
[...]
جان آزاد گرفتار تن زار بماند
همچو گنجی که نهان در ته دیوار بماند
از پریشان نظری گشته پریشان دلها
دیده آن است که در حسرت دیدار بماند
روز را مهر به شب گر برساند عجب است
[...]
هرکه شد ز اهل نظر محو رخ یار بماند
ورنه چون زاهد بیچاره به گفتار بماند
امتحان را بت دیرین چو به رخ برقع بست
آشنا آمد و بیگانه به انکار بماند
عارف آن است که بی پرده رخ یار بدید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.