لعل تو نبات و سخنت آب حیاتست
تب خاله بران گوشه لب حب نباتست
از دیر سوی مسجد ازانم حرکت نیست
کان مغبچه در میکده شیرین حرکاتست
از صومعه خود را به خرابات فکندیم
کانجا ز خودی بیشترم روی نجاتست
آن حور پریزاد که در جمله صفاتش
آمد ملکی شیوه ندانم که چه ذاتست
هندوی دو زلف تو چه هندوست که در فال
صد بار مبارکترم از قدر و براتست
آنکس ببرد گوهر مقصود که چون ماه
از صاعقه حادثه اش رسم ثباتست
شهراه سوی جنت فردوس که جویند
فانی به یقین دان که خیابان هراتست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیتهای عشق و معشوق است. شاعر از لعل و نبات به عنوان نماد زیبایی و زندهبودن یاد میکند و به تأثیرات مثبت عشق اشاره دارد. او از حرکات معشوق در میکده سخن میگوید و بیان میکند که در آنجا احساس نزدیکی و نجات بیشتری دارد. شاعر معشوق را با ویژگیهای خاصی توصیف میکند و او را بینظیر میداند. در نهایت، اشاره به مسیر عشق و سعادت میکند که به جنت و خوشبختی منتهی میشود.
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون دانهای از یاقوت است و سخنان تو مانند آب حیات میباشند. تب و تابی که از محبت تو در گوشه لبهایت نمایان است، همچون گیاهان زیبا و خوشبو است.
هوش مصنوعی: از مدتها پیش، از سمت مسجد خبری از حرکت نیست، چون آن دختر زیبا در میکده با حرکات شیرینش، همه چیز را تحت تاثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: ما از مکانی که به انزوا رفته بودیم خارج شدیم و به جایی رفتیم که در آنجا رهایی و نجات را بیشتر احساس میکنیم.
هوش مصنوعی: آن حوری که توصیفهایش را شنیدهام، به گونهای است که نمیدانم ذات او چه ماهیتی دارد.
هوش مصنوعی: معنی این بیت میگوید: کسی که دو زلف تو را احاطه کرده است، چقدر خوششانس و خوشبخت است! من هر بار که در نیتهای خود به تو فکر میکنم و برکت و سرنوشت خود را میبینم، احساس میکنم که بسیار بهتر از زنگی و مقدر من شدهام.
هوش مصنوعی: آن کسی موفق میشود به خواستههایش برسد که مانند ماه، در برابر صدمات و چالشهای زندگی، استقامت و پایداری داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال راهی به بهشت و خوشبختی است، باید بداند که این راه به هرات میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صدری که ازو دولت و دین جفت ثباتست
آن خواجهٔ شرعست که سلطان قضاتست
آن عقل مجرد که وجود به کمالش
هم قاعده جنبش وهم اصل ثباتست
از نسبت او دولت ودین هر دو حمیدند
[...]
ذوالعرش رفیع الدرجاتی که خدا گفت
عشق است که بیرون ز حدود وز جهاتست
اندر ظلمات هوسِ نفسِ جفاجوی
دل همچو خضر آمده عشق آب حیاتست
ظلمات هواهای نفوس است سکندر
[...]
از حسرت لعلی که در او آب حیاتست
مردیم و بسی عقل در این واقعه ماتست
بر چشمه حیوان دلم از زلف تو پی برد
با لعل تو ارزد ره اگر بر ظلماتست
ز اشعار من آنانکه لب اندر لب یارند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.