آن مرکب که خاص حضرت پادشاه بوَد و رکاب او را شایسته، هرکه پای در رکاب آن مرکب آرد رقم بیحرمتی بر وی کشند باشد که به سیاستی گرفتار شود اما اگر رکابدار در اوان آنکه پادشاه به میدان بود و گوی مرادش در چوگان، برای آنکه مرکب بهزودی به میدان برَد بر آن مرکب سوار شود، در مذهب جهانداری روا بوَد. معشوق پادشاه است و روح مرکب و عشق رکابدار اگر رکابدار عشق بر مرکب روح سوار شود و به سوی میدان مراد معشوق تازد تا به واسطهٔ آن گوی هوا به حالگاه رضا رساند عیبی نبود.


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف یک مرکب خاص میپردازد که مختص پادشاه است. اگر کسی بدون شایستگی بر این مرکب سوار شود، به نوعی بیاحترامی میشود و ممکن است به پیامدهای بدی دچار شود. اما در شرایطی که رکابدار به هنگام حضور پادشاه و در میدان جنگ به این مرکب سوار شود، چنین عملی قابل قبول و موجه است. عشق و ارادت رکابدار به پادشاه و معشوق نیز در این عمل نقش کلیدی دارد، زیرا هدف از سوار شدن بر این مرکب رساندن گوی به معشوق و جلب رضایت اوست.
آن اسبی که مخصوص پادشاه است اگر کسی بر پشت آن سوار شود، به نوعی بیاحترامی تلقی میشود و به دردسر و توبیخ دچار میشود. اما اگر رکابدار در زمانی که پادشاه قصد چوگان دارد، بخواهد زودتر اسب را به میدان ببرد، سوار شدن او بر این اسب قابل قبول است؛ معشوق، پادشاه است و روح، اسب است و عشق، رکابدار است. اگر رکابدارِ عشق بر این اسب سوار شود تا اسب روح را به معشوق برساند، ایرادی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.