گنجور

 
عراقی
 

مرحبا! مرحبا! نسیم صبا

خبر از دوست چیست؟ باز نما

حال ما بین درین پریشانی

باز گو تا ازو چه می‌دانی؟

این چنینم هنوز بگذارد؟

یا عزیمت بدین طرف دارد؟

گوییا تخم مهر ما کارد

یا خود از ما فراغتی دارد

سخن بی‌دلان به یاد آرد؟

یا خود او این سرود نشمارد؟

باشدش هیچ میل و رغبت ما؟

یا فراموش کرده صحبت ما؟

گوییا در دلش وفا با ماست

یا هنوزش سر جفا با ماست

خاطرش هیچ سوی ما نگرد؟

یا دگر نام بی‌دلان نبرد؟

هیچ داند که حال ما چون است؟

یا ز ما خود دلش دگرگون است؟

دوری از ما هنوز می‌جوید؟

یا ز ما خود سخن نمی‌گوید؟

از جمالش اگرچه محرومم

هر چه خواهد کند، که مظلومم

جز مرادش مرا مرادی نیست

غیر او خاطری و یادی نیست

هست جانم چنان بدو مشغول

که ندانم فراق را ز وصول

خود ندانم که در چه کارم من؟

با وی از خود خبر ندارم من

در کمندش چنان گرفتارم

که خلاصی طمع نمی‌دارم

گرچه او خود نمی‌برد نامم

تا برفت او، برفت آرامم

هرکه جانش ز روی دوست بود

میل جانش به سوی دوست بود

دیده، کو طالب جمال تو شد

باعثش قوت خیال تو شد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.