گنجور

 
عراقی
 

مرحبا! مرحبا! محبت دوست

کز درون آمدی، نه از راه پوست

دلم از چز تو خانه خالی کرد

با تو سودای لاابالی کرد

تا غمت ساکن دل من شد

از چراغ تو خانه روشن شد

ما گرفتار دام عشق توایم

همه سرمست جام عشق توایم

ای که حسن رخت دل افروز است

شب ما با خیال تو روز است

حسنت از روضهٔ جنان خوشتر

یادت از هرچه در جهان خوشتر

هر که در صورت تو حیران نیست

صورتش هست، لیکنش جان نیست

من چو در عارض تو حیرانم

لوح محفوظ عشق می‌خوانم

دیده‌ای کان جمال دیده بود

مهر رویت به جان خریده بود

با خود، از بیخودی، تو را بینم

گر تو با من نه‌ای چرا بینم؟

چون نظر بر رخ تو می‌فگنم

می‌برد از دیار جان و تنم

به کسی گفتن این نمی‌یارم:

که تو را نیک دوست می‌دارم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.