گنجور

مثنوی

 
عراقی
عراقی » عشاق‌نامه » فصل هشتم
 

ای غم تو مجاور دل من

وز زمانه غم تو حاصل من

تا دلم باد، مبتلای تو باد

دایما بستهٔ بلای تو باد

دیده را دیدن تو می‌باید

وگرم قصد جان کنی شاید

دل ما را فراغت از جان است

زندگانی ما به جانان است

عشق، روزی که درد من بفزود

شد حقیقتی اگر مجازی بود

در ترقی است کار ما در عشق

بلکه اخلاص شد ریا در عشق



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی جلالپور نوشته:

بیت پنجم مصرع دوم.. شد حقیقی، اشتباها نوشته شده حقیقتی… تشکر

👆☹

مهدی نوشته:

باسلام
بیت پنجم “شد حقیقتی” اشتباه هست
و به نظر من می‌تونه “شد حقیقت” باشه

👆☹

شکرستان