گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز دل از در تو دور افتاد

در کف صد بلا صبور افتاد

نیک نزدیک بود بر در تو

تا چه بد کرد کز تو دور افتاد

یا حسد برد دشمن بد دل

یا مرا دوستی غیور افتاد

ماتم خویشتن همی دارد

چون مصیبت زده، ز سور افتاد

چون ز خاک در تو سرمه نیافت

دیده‌ام بی‌ضیا و نور افتاد

جان که یک ذره انده تو بیافت

در طربخانهٔ سرور افتاد

از بهشت رخ تو بی‌خبر است

تن که در آرزوی حور افتاد

چون عراقی نیافت راه به تو

گمرهی گشت و در غرور افتاد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.