گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۲

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز دلم عیش و طرب می‌کند

هیچ ندانم چه سبب می‌کند؟

از می عشق تو مگر مست شد

کین همه شادی و طرب می‌کند؟

تا سر زلف تو پریشان بدید

شیفته شد ، شور و شغب می کند

تا دل من در سر زلف تو شد

عیش همه در دل شب می‌کند

برد به بازی دل جمله جهان

زلف تو بازی چه عجب می‌کند؟

طرهٔ طرار تو کرد آن چه کرد

فتنه نگر باز که لب می‌کند

می‌برد از من دل و گوید به طنز:

باز فلانی چه طلب می‌کند؟

از لب لعلش چه عجب گر مرا

آرزوی قند و طرب می‌کند

گر طلبد بوسه، عراقی مرنج،

گرچه همه ترک ادب می‌کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.