مرا عشق تو از من جان بپرداخت
همه تاریکی از روشن بپرداخت
به عشقت هر که چون من گشت مسرور
ز بار عقل و جان گردن بپرداخت
دلت در لافگاه سست عهدی
به عشوه سخت از آهن بپرداخت
غمت را دوست دارم زآن که مهرش
مرا از دوست وز دشمن بپرداخت
به جزع از دیگران جان بر که لعلت
به یک خنده ز کار من بپرداخت
عمادی تا به سودای تو پیوست
فرشته گشت زاهریمن بپرداخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.