بیرخ تو زلف دین به شانه نیارزد
بیلب تو مرغ جان به دانه نیارزد
کشتن ما را مجوی هیچ بهانه
زآن که به اندیشه بهانه نیارزد
بارگهی را که نقد همت او شد
عرش به قفل در خزانه نیارزد
مملکی را که شاه خوی خوش اوست
مشک مگر در رکاب خانه نیارزد
مطرب تو زهره باد گر چه به بزمت
زهره به ابریشم چغانه نیارزد
گر تو نباشی سوار معرکه صنع
ابلق گیتی به تازیانه نیارزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.