بگفت ای زدین بی خبر روی زشت
تو را نیز کشتن بود سرنوشت
بفرمود تا بر زدندش به دار
نگون سرشده با کمند استوار
به زه کرد سالار کشور کمان
یکی تیر بگشاد بر بد گمان
که بنشست بر چشم و جست از قفاش
چنین دید بیدین سزای جفاش
سپس تیر بارانش کردند سخت
به فرمان مختار پیروز بخت
چو گشت اسپری آتش افروختند
تن دوزخی را در آن سوختند
سپس عمر و حجاج را سوی میر
کشیدند خوار و نژند و اسیر
که بود او نگهبان آب فرات
زآتش مباداش هرگز نجات
چو مختار بگماشت بر وی نظر
به دژخیم فرمود کاین را ببر
بدانسان که دانی مر او را رسان
بدان کشته و سوخته ناکسان
به فرموده دژخیم رخ بر فروخت
ببرد و بکشت و تن او بسوخت
از آن پس حکیم طفیل نژند
که دست سپهدار ایمان فکند
زدیدار او میر بی ترس و باک
بغرید چون ضیغم خشمناک
بدوگفت کای اهرمن زاده مرد
یکی کار کردی که کافر نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره مجازات فردی با نام زدین است که به خاطر اعمال زشت و بیدینیاش، به دستور مختار به دار آویخته میشود. در ادامه، او به تیر باران درآمده و پس از آتشسوزی بر بدنش، به شدت به عذاب کشیده میشود. همچنین عمر و حجاج نیز که نگهبان آب فرات بودند، به اسارت کشیده میشوند. مختار به دژخیم خود دستور میدهد که این افراد را ببرند و مجازات کنند. در نهایت، یک حکیم به نام طفیل به دیدار میر (مختار) میرود و از او میخواهد که درباره کارهای زشت این افراد و عذابهایی که کشیدهاند، قضاوت کند.
هوش مصنوعی: گفت: ای کسی که از دنیا غافلی، زیبایی چهرهات نیز به سرنوشت بدی دچار خواهد شد.
هوش مصنوعی: فرمان دادند که او را بر دار بزنند و او که به سرعت از دنیا رفته بود، به وسیله کمندی محکم او را نگه داشتند.
هوش مصنوعی: سالار کشور کمان خود را به زه کشید و یکی از تیرهایش را به سوی بدگمان شلیک کرد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که وقتی کسی بر چشمان او نشسته و از دقت و توجه او فرار کرده، نتیجهای که به او میدهد عاقبت نیکو نیست. در واقع، این جمله به نوعی به رفتار یا تصمیمهایی اشاره دارد که ممکن است به عواقب خوبی منجر نشوند.
هوش مصنوعی: پس از آن، با شدت و شدّت او را زیر تیر قرار دادند، به فرمان مختار که به عنوان فردی با بخت خوش شناخته میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که اسبی به آتش میافتد، بدن جهنمیان را در آن آتش میسوزانند.
هوش مصنوعی: سپس عمر و حجاج را به سوی امیر بردند، در حالی که خوار و ناتوان و اسیر بودند.
هوش مصنوعی: او محافظ آب فرات بود؛ ای کاش هرگز از آتش نجات نمییافت.
هوش مصنوعی: وقتی مختار بر او نگریست، به جلاد دستور داد که او را ببر.
هوش مصنوعی: به کسی که او را میشناسی، بگو که به این افرادی که کشته شده و سوختهاند، کمک کند.
هوش مصنوعی: به دستور جلادی، سر خود را تسلیم کرده و او را برد و کشت و سپس بدن او را سوزاند.
هوش مصنوعی: پس از آن، حکیم طفل نژند به این نتیجه رسید که سردار ایمان از کار خود دست کشید.
هوش مصنوعی: در مقابله با او، کسی که بیهراس و بدون ترس است، مانند شیری خشمگین، نعره میزند و به شدت میتازد.
هوش مصنوعی: به او گفت: ای فرزند اهریمن، تو کاری کردی که هیچ کافری از عهده آن برنمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.