بخش ۶۸ - زبان حال علیا مکرمه، سکینه خاتون درماتم علی اصغر
بدان بال و پر بسته مرغ حرم
علی اصغر آماج تیر ستم
که برخاک افتاده درآفتاب
ز گوری که از بهر وی کنده باب
برون آمد آمن در یکتا زکان
مگر از پی باره ی مشرکان
دوید و چو گوهر زخاکش ربود
همی لب بر آن نای چاکش بسود
بزد بوسه بر لعل بی آب او
همان نرگس رفته در خواب او
همی گفت: کای ناز دار پدر
سپرده روان درکنار پدر
تو را بود گهواره آغوش من
تنت بود زینب برو دوش من
که از من نمودت بدین گونه دور؟
که بی تو شود جایم آغوش گور؟
الا ای نوآموز مرغ چمن
نداری نوا از چه رو همچو من؟
مگر شد گلوگاهت آماج تیر
کز اینسان خموش آمدی از صفیر؟
چه سان بر پریدی توزین آسیان؟
که بد دست تو بسته ی پرنیان؟
تو از وی به قنداقه ای بسته دست
شگفتا از این بند، دستت نخست
نداری دگر زاری از بهر شیر
مگر شیر خوردی ز پستان تیر
ز بی آبی ات نیست دیگر گله
که سیرابی از ناوک حرمله
به میدان تو نه اسب کین تاختی
نه بردشمنی تیری انداختی
چرا کشته گشتی به تیر ستم؟
بگریم از این درد تا زنده ام
دریغا از آن لعل چون غنچه تنگ
که بشکفت چون گل زباد خدنگ
دریغا از آن نرگس نیم مست
که بر وی ز باد اجل پرده بست
ز افغان آن مرغ باغ امام
برآمد فغان ز آل خیرالانام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وضعیت دردناک و مظلومیت علیاصغر، پسر کوچک امام حسین، سخن میگوید. علیاصغر، در زیر آفتاب و در میدان جنگ، در حالیکه هدف تیر ستم قرار گرفته، بر خاک افتاده است. آمنه، مادر علیاصغر، به سمت او میآید و با دیدن او که از گهواره دور شده، غمگین و نالان میشود. او با حسرت از شرایط پسرش سخن میگوید و به یاد آغوش و محبتهای خود به او میافتد. مادر به علیاصغر میگوید که حالا او را در این وضعیت نمیتواند ببیند و از درد و رنجی که بر او رفته، ابراز تاسف میکند. شاعر با بیانی عاطفی و دردناک، مظلومیت و بیپناهی علیاصغر را به تصویر میکشد و اندوه خود را از این وضعیت بیان میکند.
هوش مصنوعی: مرغ کوچک حرم، با وجود زخم و سختی، هدف تیرهای ظلم و ستم قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: کسی که بر روی زمین افتاده و در آفتاب است، از گوری برآمده که برای او کندند.
هوش مصنوعی: آمن به تنهایی از میان قوم خود بیرون آمد، مگر اینکه به خاطر رفتار و کردار مشرکان از آنها جدا شده باشد.
هوش مصنوعی: او با شتاب دوید و چون گوهر گرانبها را از خاک بیرون آورد، بر لبهٔ آن نای شکسته لب گذاشت و به آن نوازش کرد.
هوش مصنوعی: کسی بر لبهای سرخ و بیروح او بوسه زد، همانند آن نرگسی که در خواب خود فرورفته است.
هوش مصنوعی: او میگفت: ای عزیز، پدر همه چیز را به تو داده و جانش را در کنار تو قرار داده است.
هوش مصنوعی: تو در آغوش من به مانند گهوارهای بودهای و وجودت مانند زینب بر دوش من سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: چرا از من دور هستی به این شکل؟ بدون تو، جایی که باشم، فقط قبر است.
هوش مصنوعی: ای جوان نوآموز، چرا مانند من نغمهای نمیخوانی و لحن خاصی نداری؟ تو که در باغ زندگی پرندهای تازهکار هستی، چرا صدای خوشی از خودت نمیرسی؟
هوش مصنوعی: آیا سبب شده است که در میانه نبرد و در برابر تیرها ساکت بمانی و آرام شوی؟
هوش مصنوعی: چگونه توانستی از چنگال چنگالدار فرار کنی؟ در حالی که دستانت در کار بند پرنیان گرفتار است؟
هوش مصنوعی: تو در دام و محدودیتی قرار گرفتهای، اما عجیب اینجاست که تو هنوز در آغاز این وضعیت هستی.
هوش مصنوعی: دیگر برای شیر گریه و شکایت نکن، مگر این که از پستانی که تیر است، شیر نوشیده باشی.
هوش مصنوعی: به خاطر کمبود آب دیگر نمیتوان به شکوایه و گلایه ادامه داد، چرا که از تیر حرمله هم نمیتوان به سیرابی و آب رسید.
هوش مصنوعی: در میدان تو نه اسب جنگی دیده میشود و نه تیری از سوی دشمن پرتاب شده است.
هوش مصنوعی: چرا با تیر ستم به قتل رسیدی؟ من از این درد تا زمانی که زندهام، گریه میکنم.
هوش مصنوعی: نمیدانم از کجا آغاز کنم. زخم دل من به خاطر زیبایی آن لعل است، که در ابتدا مانند غنچهای بسته بود و سپس با وزش باد گشوده و مانند گلی شکفته شد.
هوش مصنوعی: ای کاش آن نرگس مستی که زندگیاش در سایه باد مرگ به پایان رسید، از دست نرود.
هوش مصنوعی: از صدای آن پرنده باغ امام، آوای ناله و فریاد از نسل نیکو سر میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.